افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣١٨ - کلام امِیر مؤمنان دربارۀ عرفاِی الهِی و اولِیاِی ربّانِی
تعارض، ادلّه را در کنار هم قرار مِیدهد و بدون هِیچ عوِیصهاِی به استنباط و اجتهاد و حکم مِیپردازد، از زمرۀ همِین قسم از الهامات است.
و ِیا فِیلسوفِی که به مطالعه و تحقِیق در ِیک مسئلۀ فلسفِی و غور در جوانب دلِیل مِیپردازد و ناامِید از رفع اشکال و وصول به نتِیجه، خسته و کوفته دست از مطالعه و تفحّص برمِیدارد و به گوشهاِی مِینشِیند، و بعد به ِیکباره با جرقّهاِی در ذهن خود مِیبِیند که مشکل حل و معضل گشوده شده است، در مسِیر الهام و وحِی الهِی قرار گرفته است.
و ِیا بالأخره عارفِی نامدار، که با کشف حقاِیق توحِیدِی و وزش نفحات سبحانِی، پرده از رمز و راز اسرار خلقت برمِیگِیرد و سرمست تماشاِی انوار جلال و جمال، در طِیران عالم قدس به مشاهدۀ جمال محبوب و آثار ذات او و اسماءِ کلِّی او مِیپردازد، مگر جز وحِی و الهام چِیز دِیگر است؟
کلام امِیر مؤمنان دربارۀ عرفاِی الهِی و اولِیاِی ربّانِی
امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام دربارۀ اِین دسته از عرفاِی الهِی و اولِیاِی ربّانِی که در مقام تکلّم با پروردگار در أعلِیمرتبه از قرب و وحدت با معشوق و محبوب خود به راز و نِیاز و نجوا پرداختهاند مِیفرماِید:
و ما بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّت آلاؤُهُ فِی البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ و فِی أزمانِ الفَتَراتِ، عِبادٌ ناجاهم فِی فکرِهِم، و کَلَّمَهم فِی ذاتِ عُقولِهِم؛ فاستَصبَحُوا بِنورِ ِیقَظَةٍ فِی الأبصارِ و الأسماعِ و الأفئِدَةِ. ِیذَکِّرونَ بِأِیّامِ الله و ِیخَوِّفونَ مقامَه بِمنزلةِ الأدلّةِ فِی الفَلَواتِ. مَن أخَذَ القصدَ حَمِدُوا إلِیه طرِیقَه و بَشَّروهُ بِالنَّجاةِ، و مَن أخَذَ ِیمِینًا و شِمالاً ذَمُّوا إلِیه الطّرِیقَ و حَذَّروهُ مِنَ الهَلَکَةِ، و کانوا کذلک مصابِیحَ تلک الظّلماتِ و أدلّةَ تلک الشّبهات.[١]
«و اِینچنِین است که خداِی متعال را در مقاطع مختلف از زمان و روزگار، بندگانِی است که با آنان در مرتبۀ فکر و اندِیشه به نجوا مِیپردازد و در مرحلۀ
[١]. نهجالبلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١١.