افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٣ - کلام مرحوم ملاّ عبدالرّزاق کاشانِی ذِیل آِیات خلق آدم
بنِیآدم مِیشمردند و متذکّر شدند: و ما تسبِیح و حمد تو را بجاِی مِیآورِیم و تو را تقدِیس مِینماِیِیم! به جهت اِین بود که حقِیقت معنا الهِیّت و اوصاف ربّانِیّه که از اختصاصات ترکِیب و هِیئت اجتماع بِین دو عالم مجرّد و مادّه در دو نشئۀ وجودِی است، براِی آنان کشف نشده بود؛ درحالِیکه نسبت به کردار و رفتار حِیوانِی که از او به إفساد و أفعال درندگان که به خونرِیزِی تعبِیر کردند آگاه بودند، زِیرا اِین دو از اختصاصات و امتِیازات قوّۀ شهوت و غضب هستند که وجود آن دو بهواسطۀ تعلّق روح به بدن ضرورِی مِیباشد. و نِیز به منزّه بودن و مبرِّی بودن خودشان از اِین کردار و رفتار ناشاِیست کاملاً مطّلع بودند؛ زِیرا هر طبقه و مرتبه از ملائکه نسبت به طبقه پاِیِینتر از خود و نِیز بر ذات خود اشراف دارد، امّا نسبت به مرتبه بالاتر از خود اشراف و اطّلاع ندارد.
پس آنان مِیدانند که خواهِی نخواهِی بهواسطۀ تعلّق روح از مرتبۀ نورانِی و عالِی خود به بدن که مرتبۀ نازل آن است و با ظلمت و کدورت آمِیخته شده است، باِید ِیک واسطهاِی بِین اِین دو مرتبه وجود داشته باشد که با هر دو جنبۀ تجرّد روح و تجسّم بدن سازگار باشد، که آن عبارت است از ”نفس“ که پناهگاه هر شرّ و ناپاکِی و سرچشمۀ هر فساد و تباهِی مِیباشد؛ و امّا دِیگر نمِیدانند که اِین جنبۀ ترکِیب و امتزاج حقِیقت انسانِی از دو نشئه و دو مرتبه از عالم مجرّد و مادّه قادر و مستعدّ براِی جلب و جذب نور الهِی مِیباشد، که سرّ کلام الهِی که مِیفرماِید: (من مِیدانم چِیزِی را که شما نمِیدانِید) در همان نهفته است.»
در اِین مطلب اِیشان حقِیقتِی است رفِیع، و دقِیقهاِی است عرشِی که: هرچه در عالم ناسوت صورت مِیپِیوندد، اصل و اساس آن قبلاً در نشَآت بالاتر وجود پِیدا مِیکند، تا نوبت به ظهور آن در همِین عالم برسد؛ پس قبل از ظهور آن در اِین عالم حتماً و قطعاً آن صورت در نشئههاِی قبل از آن و بالاتر از آن وجود دارد، و اِین حقِیقتِی است غِیر قابل انکار، چنانچه به اِین مسئله قبلاً اشاره شد.[١]
امّا اشکال و اعتراضِی که بر اِیشان وارد است اِینکه: با وجود اعتراف و اقرار
[١]. رجوع شود به ص ١٢٢ـ١٢٤.