افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠٢ - عدم ادراک حقاِیق عالِیۀ توحِیدِی آِیات قرآن براِی غِیر اهل معرفت
مثلاً آِیه شرِیفه:
(هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)؛[١] «او با شماست هر کجا که باشِید؛ و خداوند به کردارتان بِینا و بصِیر است.»
و ِیا آِیه شرِیفه:
(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)؛[٢] «او اوّل است و آخر، او ظاهر است و باطن، و به هر چِیزِی عالم است.»
در دِیدگاههاِی مختلف از مراتب متفاوت معرفتِی جاِیگاههاِی مختلفِی دارند.
ِیک فرد عادِی، از اوّلِیّت حضرت حق و انتهائِیّت او چه مِیفهمد؟ و از ظهور و خفاء او چه ادراکِی دارد؟ و از معِیّت و مصاحبت پروردگار با انسانها چه شناختِی دارد؟ آِیا مِیزان فهم او از اِین تعابِیر، با ادراک و معرفت اولِیاِی الهِی و عرفاء بالله که حقِیقت تعِیّنات را در عالم وجود، عبارت از مظاهر مبدأ هستِی مِیدانند، ِیکِی است؟ شناخت مبدائِیّت ذات پروردگار که براِی عوام متصوّر است، همان مبدائِیّت زمانِی و خلقِی عالم مادّه است لاغِیر. ِیعنِی در تصوّر مردم، عالم مادّه را که اکنون مشاهده مِیکنِیم باِید به عقب و قهقرا برگردانِیم تا به نقطهاِی برسِیم که در اعتقاد فِیزِیکدانان به نقطۀ پِیش از بِیگبنگ[٣] ِیعنِی انفجار بزرگ برمِیگردد، ِیعنِی در مرتبهاِی که مادّۀ عالم هستِی را فقط ِیک جرم بدون صورت نوعِیّه تشکِیل داده بود، و اِین معناِی اوّل بودن حضرت حق است. و بسِیارِی از علما که از مفاهِیم فلسفِی و عرفانِی بِیبهرهاند نِیز همِین ادراک و شعور را از ابتدائِیّت پروردگار نسبت به عالم وجود مِیدانند نه بِیشتر؛ درحالِیکه اِین معِیّت نزد اهل معرفت، به معِیّت علِّی با معلول باز مِیگردد؛ و ِیا در اَوّلِیّت، به اوّلِیّت در ظهور و اضافۀ اشراقِیه ارتباط دارد.
و منظور از آخرِیّت در نزد عوام و بِیبهرگان از معانِی و مفاهِیم فلسفِی، به پاِیان
[١]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ٤.
[٢]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ٣.
[٣]. BIG BANG.