افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧١ - نقد علاّمه طباطبائِی بر فرماِیش صدرالمتألّهِین رضوان الله علِیهما، و پاسخ مصنّف به نقد اِیشان
ـکما تقدّمـ کون الشِیء بحِیث ِیصدُر عنه الآثار؛ فِیکون معنِی القدرة فِی المادِّیات هو کون صُوَرِها المثالِیة و العقلِیة مبدأً لصدور آثارها، لأنّ القدرة التِی تخُصّ الأجسام و الجسمانِیّات، انفعالِیّة بمعنِی امکان الصّدور، لافعلِیّته. ثم إذا تمَّ سرِیانُ العلم و القدرة فِی الجمِیع، تمَّ فِی الحِیاة التِی هِی کون الشِّیء درّاکًا فعّالًا.
نقد علاّمه طباطبائِی ـقدّس سرّهـ را مِیتوان چنِین ارائه نمود:
علم از آنجا که ِیک حقِیقت مجرّد و عارِی از مادّه است، طبِیعتاً به وجود مجرّد تعلّق مِیگِیرد؛ زِیرا در تحقّق علم، آنچه که اتفاق مِیافتد حضور معلوم بالذّات ـکه همان صورت علمِیّه استـ نزد عالم است، و در اِینجاست که اتّحاد عالم و معلوم حاصل مِیشود. و امّا معلوم بالعرض در جسمانِیّات ـکه همان جسم مادِّی و خارجِی مِیباشدـ محال است نزد عالم حضور پِیدا کند؛ زِیرا اتّحاد مادّه با صور علمِیّه ـکه همان کِیف نفسانِی استـ ممتنع مِیباشد. بناءًعلِیهذا آنچه که علم، ِیعنِی اتّصال مُدرِک به ذات مُدرَک است، در صورت مثالِی و برزخِی آن جسم تحقّق پِیدا مِیکند؛ گرچه اِین تحقّق بهوسِیله ابزار و ادوات مادِّی ـکه نقش وسائط و مقدّمات علمِیّه آن صورت هستندـ پِیدا مِیشود، ولِی آن حقِیقت جوهرِیّه که در نفس منتقش مِیگردد همان صورت مثالِی اوست نه چِیز دِیگر، به جهت ضرورت سنخِیّت بِین مدرِک و مدرَک و عالم و معلوم. بناءًعلِیهذا از برهان اتّحاد عاقل و معقول نمِیتوان وجود علم و قدرت و شعور را در اعِیان مادِّی خارجِی استفاده نمود.
اِین بود خلاصه کلام و اشکال مرحوم علاّمه طباطبائِی ـرضوان الله علِیهـ بر برهان صدرالمتألّهِین، قدّس سرّه.
و امّا آنچه به نظر حقِیر مِیرسد اِین است:
شکِّی وجود ندارد که حقِیقت علم ِیک حقِیقت مجرّد و بدون صورت است، که خود متعلّق به ِیک امر مجرّد است و آن امر مجرّد همان وجود بحت و بسِیط است که خود قائم به ذات خود و مستغنِی از غِیر است، چه در علم به ذات خود و چه در