افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٣ - مراد از تعلِیم اسماء الهِی به انسان
دنِیاِی دنِیّ و توغّل در شهوات و رِیاسات و أنانِیّتها و برترِی طلبِیها، نفس او داراِی مقام نورانِیّت فعلِیّه و روحانِیّت جامعه گردد و همۀ اسرار عالم وجود بر نفس او منکشف و آشکار شود، و هر آنچه در عالم خارج و عِینِی محسوس و ملموس و غِیر محسوس است در ضمِیر و قلب مستنِیر او ظاهر شود، و از اِین جهت ِیک احاطۀ علمِی نسبت به کلّ حوادث و پدِیدههاِی عالم وجود ازلاً و سرمداً در او حاصل شود، و اِین حقِیقت همان فعلِیّت بخشِیدن و به ثمر رساندن و به بار نشاندن آن ودِیعه و امانت عظماِی الهِی است که جامعِیّت همۀ اسماء و صفات علِیاِی اوست.
اِین نکته تا حدودِی در جلد دوّم کتاب اسرار ملکوت توضِیح داده شده است، بدان جا مراجعه شود.
مراد از تعلِیم اسماء الهِی به انسان
تعلِیم اسامِی کلِّیۀ الهِیّه ِیعنِی اطّلاع عِینِی و شهودِی و حضورِی و احساس وجدانِی در نفس نسبت به هر اسم کلِّی الهِی و ِیا صفت کلِّی الهِی بهنحوِیکه نفس انسان خود مجراِی نزول آن اسم و ِیا آن صفت در عالم خارج خواهد شد. و چنانچه اراده پروردگار بر خلق و اِیجاد ِیک شِیء تعلّق بگِیرد، با کلمۀ ارادِی «کُنِ اِیجادِی»، همان شِیء بدون هِیچ واسطهاِی در عالم خارج موجود مِیشود؛ همانطور نفس ولِیّ کامل الهِی با کلمۀ «کُنِ اِیجادِی» موجب وجود خارجِی آن شِیء مِیشود، بدون واسطۀ چِیز دِیگرِی.
همانطور که در آِیۀ شرِیفه است:
(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)؛[١] «قضِیّه و داستان امر اِیجادِی او آن است که وقتِی اراده بر خلق چِیزِی کند، به صرف اراده بر وجود، موجود خواهد شد.»
همِینطور براِی حضرت موسِی بن جعفر و ِیا علِیّ بن موسِی الرّضا علِیهمالسّلام به صرف اراده بر خلق شِیر، ِیکمرتبه صورت شِیرِ نقشبسته بر پرده، به صورت ِیک
[١]. سوره ِیس (٣٦) آِیه ٨٢.