افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠٧ - نقد و بررسِی صحّت استناد اشعار عرفاِی الهِی و ساِیر شاعران به عالم غِیب
”استصحاب جارِی نمِیشود، زِیرا موضوع متبدّل شده است!“
من عرض کردم: چگونه اِین سخن صحِیح است که شما مِیگوِیِید؟!
اِیشان گفتند: ”اتّفاقاً اِین گفتار را مرحوم آِیةالله حاج سِیّد محسن حکِیم هم بالمناسبة، در مستمسک العروة الوثقِی آوردهاند.[١]“»
و امّا بِیان مطلب: اعتقاد اِیشان و شاگردانشان بر اِین بوده است که انسان قبل از اِینکه مرجع بشود، نفسش در ِیک محدودهاِی واقع است که از بسِیارِی از آفات و عاهات و امراض روحِی مصون است؛ امّا وقتِی که به مرجعِیّت رسِید و از آن محدودۀ سابق پا فراتر گذاشت و نفس او از اثرات آن متأثّر گشت، آن نفس دِیگر غِیر از نفس اوّل است. پس در اِینجا موضوع تغِیِیر کرده است و استصحاب عدالت، مربوط به نفس اوست قبل از مرجعِیّت؛ و نفس، تغِیِیر کرده است. اِیشان جدّاً بر اِین عقِیده بودهاند که نباِید استصحاب، جارِی شود.[٢]
به هر جهت، جاودانگِی و ابدِیّت، فقط در انحصار کلام معصوم است؛ و ساِیر افراد در هر مرتبه و مرحلهاِی از سداد و صلاح بوده باشند، باز در رابطه با فقدان فعلِیّت و کمالِ وجودِی در آن مرتبه، ناقص بوده و همِین نقصان، موجب خطاپذِیرِی گفتار و ِیا کردار آنان خواهد شد؛ مگر آن فردِی که دِیگر حِیثِیّت فقد و نقص در مراتب وجود در او باقِی نباشد، که اصطلاحاً به او باقِی بالله و بأمر الله گفته مِیشود.
نقد و بررسِی صحّت استناد اشعار عرفاِی الهِی و ساِیر شاعران به عالم غِیب
از بِیانات گذشته اِینطور نتِیجه گرفته مِیشود: استناد مطالب شعرگونۀ شعراء به عالم غِیب در ِیک قالب کلِّی، خطائِی است فاحش و لغزشِی است سخت ناصواب؛ و استناد اشعار بلندمنزلت و عالِیةالمضامِین که حاوِی لطائف حِکَم و رقاِیق شِِیَم و دقائق معرفتِی و ظرائف عرفانِی و عقِیدتِی مِیباشند، صحِیح و صواب است، و اِین استناد بستگِی به مِیزان علوّ و ارتقاء و عمق ارتباط فرد سراِینده با عالم ربوبِی دارد.
[١]. مستمسک العروة الوثقِی، ج ١، ص ٤٣.
[٢]. ولاِیت فقِیه در حکومت اسلام، ج ٢، ص ١٤٢.