افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٣٩ - نقد اشکال صاحب مقاله مبنِی بر محدودِیّتهاِی ناشِی از زبان و فرهنگ عربِی قرآن
و بر فرض که زبان عربِی گوِیاترِین و قوِیترِین و بلِیغترِین زبان دنِیا نباشد، مگر چه اشکالِی بههم مِیرساند؟ آِیا نقطۀ نقص در اظهار وحِی الهِی، نبودِ الفاظ و جملاتِ موافق با معانِی و حقاِیق وحِیانِی در لسان پِیامبر بوده است؟ و آِیا زبان عربِی در تأدِیۀ مفاهِیم و معانِی وحِیانِی عاجز بوده است، و ساِیر زبانهاِی راِیج دنِیا براِی ابلاغ و اِیراد اِین مفاهِیم مناسبتر مِینمود؟ مثلاً به اعتقاد صاحب مقاله، بهتر بود بهجاِی زبان عربِی، قرآن به زبان انگلِیسِی و ِیا فرانسه نازل مِیشد تا اِین مشکل لاِینحل و بِیمارِی صعبالعلاجِ عدم تطابق کلمات با وقاِیع خارج، به دست معجزهآساِی اِین دو زبان و فرهنگ دلنشِین اروپاِیِی، حلّ و فصل مِیگردِید!
و مگر پِیامبر نمِیتواند در استفاده از لغت براِی اداء صور و ابراز مفاهِیم وحِیانِی، به فنون بلاغت و فصاحت متوسّل شود؟
سؤال اِین است: کدام واقعه و حادثۀ خارجِی، چه در زمان پِیامبر و چه پس از آن است که زبان عربِی را ِیاراِی تأدِیه و ابراز آن نمِیباشد؟! آِیا واقعِیّتهاِی موجود خارجِی زمان رسول خدا، چه در خود کشور حجاز و چه در ساِیر ملل و اقوام حتِّی در اروپا و خاور دور، در فرهنگ و لغت و زبان عربِی نمِیگنجِید؟ اگر در مِیان اعراب افرادِی بادِیهنشِین بودند که زندگِی و حرکاتشان به محِیط خاص و درون خِیمه منحصر مِیگشت، ولِی اکثر آنان در شهرها و خانهها و چهبسا قصرها و کاخها زندگِی را به پاِیان مِیرسانِیدند و همۀ افراد از اِین مسئله مطّلع بودند.
آِیا به صرف ِیک تخِیّل و سخن از روِی بخار معده گفتن، مِیتواند واقعِیّتهاِی خارج را تغِیِیر دهد؟ کدام واژه در زمان رسول خدا منافِی با حقِیقت خارجِی وحِیانِی بوده است که رسول خدا براِی انطباق وحِی با تعِیّنات و تشخّصات خارجِی، مِیباِیست زبان و لغت و فرهنگ خود را عوض مِیکرد و در آن زمان، بهجاِی لغت عربِی از لغت فرانسه استفاده مِینمود؟
ثانِیاً: اِین مسئله که «چون پِیامبر به زبان عربِی سخن گفته است، پس لاجرم