افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٧٩ - پاسخ به بِیمهرِی صاحب مقاله نسبت به مفاد سنّت و سنّتِی
روِی خواهد آورد و از آن مبدأ اصلِی و وجهۀ حقِیقِی باز خواهد ماند، و جاِیگاهش با ساِیر جاِیگاهها تفاوتِی نخواهد داشت و مسجدش با کلِیسا ِیکِی خواهد بود؛ و در اِین عرصه هرکه هزِینۀ بِیشتر و قدرت افزونترِی إعمال کند، مقدّمتر خواهد بود.[١]
حال برگردِیم و به مطلب مورد اشاره بپردازِیم.
پاسخ به بِیمهرِی صاحب مقاله نسبت به مفاد سنّت و سنّتِی
اِینکه گفته شده است: «رواِیات سنّتِی» آِیا مقصود از سنّت، قدمت است ِیا کِیفِیّت نگرش و دِیدگاه انسان به ِیک واقعه و حادثه؟
اگر منظور، قدمت رواِیات و احادِیث وارده از معصومِین علِیهمالسّلام است، که اِین مسئله با تعرِیف سنّت و روش سنّتِی ناسازگار است؛ زِیرا تمام حکاِیات و قضاِیا و حوادث قرون گذشته، همه مشمول گذشت زمان و فرسودگِی و عقبافتادگِی مِیباشند و معمولاً پس از گذشت ِیک قرن بر ِیک حادثه و جرِیان، دِیگر قابلِیّت طرح و سنجش آن از مِیان خواهد رفت. طبِیعِی است چنِین نظرِیّهاِی صددرصد باطل است و پوچ؛ زِیرا واقعهاِی که در تارِیخ اتّفاق افتد، حکم ثبوت و وجود بر آن رفته، و نزدِیک و بعِید بودن آن واقعه نسبت به شخص، تأثِیرِی در تحقّق آن نخواهد داشت، چه ِیک پدِیده و حادثه امروز اتّفاق افتد ِیا مِیلِیونها سال قبل، هر دو از جهت وجود خارجِی و تحقّق، ِیکِی است و فقط تفاوت در زمان وقوع است نه در اصل آن.
بنابراِین حکم نمودن به اِینکه: «چون رواِیات ما در زمان گذشتهاِی بس بعِید (بِیش از ِیکهزار و دوِیست سال پِیش) صدور ِیافته، پس از قابلِیّت استناد و دلالت ساقط شده است» کلامِی است پوچ و چرند؛ زِیرا انسان هِیچگاه نمِیتواند تارِیخ را فراموش نماِید و آن را از دائرۀ تجزِیه و تحلِیل بِیرون براند، و بر آن حکم بطلان و عدم نماِید.
و اگر مقصود آن است که: دلالت و حجِّیت آن احادِیث و آثار، چون در زمان گذشته صادر شده است، براِی نسل فعلِی که در شراِیطِی متفاوت و تحوّلاتِی با
[١]. رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، نور ملکوت مسجد.