افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠ - نگاه زِیباِی حضرت مولانا در مورد پدِیدهها و موجودات عالم
|
از جمادِی، در جهانِ جان رَوِید |
غُلغُلِ اجزاء عالَم
بشنوِید |
|
|
فاش تسبِیح جمادات
آِیَدَت |
وسوسۀ تأوِیلها
نَرباِیدت |
|
|
چون ندارد جانِ تو
قندِیلها |
بَهرِ بِینش کردهاِی
تأوِیلها[١] |
در جاِی دِیگر مِیفرماِید:
|
نطق آب و نطق خاک و نطق گل |
هست محسوس حواس اهل دل[٢] |
نگرش غلط شِیخ أجل سعدِی دربارۀ پدِیدهها و موجودات عالم
در اِینجا اشکال و اعتراض بر شِیخ أجل، سعدِی شِیراز وارد است که بر عکس کلام اهل معرفت، با دِیدۀ ظاهر و نگرش ِیکسوِیه به پدِیدههاِی درّاک و داراِی شعور عالم خلقت نگرِیسته و آنها را فاقد حِیات و اختِیار و معرفت مِیپندارد؛ آنجا که مِیگوِید:
|
قضا دگر نشود گر هزار ناله و
آه |
به شکر ِیا به
شکاِیت برآِید از دهنِی |
|
|
فرشتهاِی
که وکِیل است بر خزائن باد |
چه غم
خورد که بمِیرد چراغ پِیرهزنِی[٣] |
اِیشان از اِین نکته غافل شدهاند که تمام حوادث و پدِیدههاِی عالم خلقت، از باد و طوفان و باران و زلزله و ابر و خشکسالِی و طراوت و حِیات و غِیره، همه و همه براساس ِیک شعور و معرفت و بِینش بسِیار ظرِیف و دقِیق، تدبِیر و تدوِین گشته و هِیچ ذرّهاِی از ذرّات عالم وجود از اِین نقشه و طرح برنامهرِیزِیشده خارج نگشته است؛ و همان چراغ پِیرزن اگر در اِین تدبِیر قرار است خاموش گردد، خواهد شد، و اگر قرار است خاموش نشود طوفان نوح نِیز آن را خاموش نخواهد ساخت.
نگاه زِیباِی حضرت مولانا در مورد پدِیدهها و موجودات عالم
در پاسخ اِیشان، حضرت مولانا جلالالدِّین چنِین مِیفرماِیند:
|
گر نبودِی واقف از حق، جانِ
باد |
فرق چون کردِی
مِیان قوم عاد؟ |
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر سوّم.
[٢]. همان، دفتر اوّل.
[٣]. گلستان سعدِی، گفتار ٦٢.