افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣٧ - عدم وجود آِیهاِی از آِیات الهِی برخلاف کشفِیّات جدِید
پاسخگو باشند!»
مرحوم والد اسم آن فرد عالم را ذکر نکردند؛ ولِی حقِیر پس از سالها که در قم اقامت نمودم، از ِیکِی از فضلاء قم که اکنون در قِید حِیات است، متوجّه آن شخص گردِیدم و من نِیز از ذکر نام او که فعلاً در قِید حِیات نِیست صرف نظر مِیکنم.
آرِی، اِین طرز تفکر ِیعنِی: مرگ قرآن، مرگ وحِی، مرگ تقرّب به پروردگار، مرگ رسالت و مرگ مقصود و غاِیت از خلقت و مرگ ارزشها و مکارم اخلاق.
بحمد الله امروزه اِین نوع تفکّرات دِیگر جاِیگاهِی در مِیان فضلاء و مردم ندارد، و احساس نِیاز و بازگشت به قرآن در بِین اهل علم و قاطبۀ مردم مشاهده مِیشود و روح و جان قرآن در بِین نفوس، بهخصوص جوانان و نونهالان که به رنگ تعلّق کمتر آغشته و آلوده شدهاند، نفوذ و رسوخ پِیدا مِیکند و مشام آنان را با عطر و شمِیم نفحات قدسِی، معطّر و خوشبو و طربناک مِینماِید، و امِید استفاضه و استناره از برکات و نعمات الهِیّه را از اِین سِفْر قوِیم و طغراِی وجود، در دلها زنده مِیگرداند که اِین خود بشارتِی است بس عظِیم که روح و حقِیقت قرآن، بدون واسطه و دخل و تصرّفات اِین و آن، مستقِیماً بر قلوب مستعدِّین نازل، و آنان را از ِینبوع حِیات و چشمۀ فِیض فِیوضات حق سِیر و سِیراب مِیگرداند.
نقد ادّعاِی صاحب مقاله مبنِی بر وجود خطا و امور ناسازگار با ِیافتههاِی علمِی بشر در قرآن
و امّا سخن اِیشان که مِیگوِید:
غرض از خطا همان مطالبِی است که از دِیدگاه بشرِی خطا محسوب مِیشوند، ِیعنِی ناسازگار با ِیافتههاِی علمِی بشر.
نه در قرآن آمده است که خداوند همۀ علوم را به پِیامبر خود آموخته، نه پِیامبر بزرگوار خود چنِین ادّعاِیِی کرده![١]
عدم وجود آِیهاِی از آِیات الهِی برخلاف کشفِیّات جدِید
در اِین جملۀ سراسر تناقض باِید اندِیشِید! کدام آِیه از آِیات قرآن برخلاف علم و کشف جدِید آمده است؟ و اگر منظور از خطا، خطا در دِیدگاه بشر است، نه
[١]. مقالۀ بشر و بشِیر، مطلب پنجم.