افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٤ - کِیفِیّت علم حضرت حق به اشِیاء خارجِی قبل از خلق آنها
اطّلاع صلحاء و بزرگان از اهل معنا و کشف، بر حقاِیق غِیبِیّه و حوادث غِیر موجوده را چه کسِی است که بتواند انکار کند؟! حال اِین مسئله را که در کتب رواِیِی و حدِیث و تارِیخ نسبت به معصومِین علِیهمالسّلام مشاهده مِیکنِیم مِیبِینِیم هِیچ مانع و رادعِی براِی اطّلاع آنها از حوادث و پدِیدههاِی عالم غِیب وجود نداشته است؛ و اِین مرتبه عالِیترِین مرتبۀ حِیازت علمِی و إشراف کلِّی بر سلسلۀ علل و اسباب جرِیان حوادث و امور عالم تکوِین است که حتِّی در اِین باب، مخالفِین شِیعه نِیز زبان به اقرار و اعتراف گشودهاند.[١]
خاتمۀ بحث حقِیقت علم
در خاتمۀ بحثِ حقِیقتِ علم، تذکّر چند نکته ضرورِی مِینماِید:
کِیفِیّت علم حضرت حق به اشِیاء خارجِی قبل از خلق آنها
نکتۀ اوّل: از آنجا که وجود حضرت حق داراِی فعلِیّت تامّه از جمِیع جهات است، ِیعنِی هِیچ جهت نقص و فقدان و انتظار در هِیچ جنبه از جنبههاِی وجودِی آن راه نداردـکه در غِیر اِینصورت موجب حدود ماهوِی و طبعاً طروّ احتِیاج و ترکِیب، و خروج از وجوب ذاتِی و تحوّل به امکان ذاتِی و ماهوِی خواهد شدـ، در مسئلۀ علم که از لوازم ذاتِی وجود بالصّرافه است ـچنانچه گذشتـ باِید در هر مرتبه از تعِیّن و تشخّص ذات حق تعالِی علم، حضور رتبِی داشته باشد؛ ِیعنِی ما نمِیتوانِیم ِیک مرتبه از حقِیقت ذات را بدون وجود علم در مصداق و حمل شاِیع تصوّر نماِیِیم. بلِی، حقِیقت ذات حق تعالِی از نقطهنظر ترتّب عِلِّی، مقدّم بر حقِیقت علم در ذات است، امّا اِین تقدّمْ تقدّم زمانِی نِیست بلکه تقدّم بالطبع است؛ درست مانند تقدّم علّت بر معلول خود با حِیثِیّت علِّیت، نه حِیثِیّتِ لحاظ ذات علّت جداِی از صفت علِّیت که در آنصورت، ارتباطِی بِین ذات علّت و ذات معلول نخواهد بود.
بنابراِین، به عبارت عامِیانه: تا خدا خداِیِی کرده و خواهد کرد، علم خدا نسبت به خوِیش و همِینطور علم خدا نسبت به ظهورات و مظاهر نازلۀ از ذات خوِیش که
[١]. رجوع شود به شرح نهجالبلاغة، ابنأبِیالحدِید، ج ٧، ص ٤٧ـ٥٠؛ شرح إحقاق الحق، ج٨، ص ٨٧ـ١٨٢، به نقل از مصادر اهلسنّت.