افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٤٦ - تبِیِین علّت جهانشمولِی قرآن و اعتقادات دِینِی و احکام شرعِی زمان رسول خدا تا روز قِیامت
است گرچه اشتباه و باطل باشد؛ که در اِین صورت در اصل ارشاد و تربِیت و تشرِیع پروردگار، بطلان و لغوِیّت پدِید مِیآِید و تشرِیع شرِیعت از ابتدا باطل، و عمل بر طبق آن عبث خواهد بود.
و ِیا باِید وحِی مبتنِی بر خصوصِیّات روحِی و تجربِی رسول خدا را براِی افراد زمان خود نافذ، و اطاعت از آن را در محدودۀ زمان بعثت واجب بشمارِیم؛ ولِی پس از گذشت مدّت زمانِی، دِیگر آن رجحان و مزِیّت جاِی خود را به مرجوحِیّت و لغوِیّت داده است و باِید بهجاِی آن احکام که در فرهنگ زمان رسول خدا متعارف و متدارج بوده است، احکام دِیگر و اعتقادات متفاوتِی را جاِیگزِین نمود، مثل احکام مربوط به زندگِی زناشوِیِی و ارث و ادارۀ امور اجتماعِی و قصاص و دِیات و بردگِی و معاملات و... که آقاِیان معتقدند باِید اِین احکام را بهطور کلِّی محو نمود و احکام جدِیدِی بهجاِی آنها نشاند.
البتّه در اِین صورت، دِیگر آن اشکال قسم اوّل بر خداوند وارد نمِیباشد؛ زِیرا خداوند مِیگوِید: اِین قرآن و اِین اعتقادات و اِین احکام مربوط به زمان خود رسول خدا است و هِیچ ارتباطِی به زمان شما ندارد و شما مِیتوانِید نهتنها به اِین قرآن عمل نکنِید، بلکه قرآنِی موافق با شراِیط محِیط و به سلِیقۀ خود تدوِین کنِید و آن را در نمازهاِیتان قرائت کنِید و از او استفاده ببرِید! و به عبارت دِیگر: اِین قرآن تارِیخ انقضاِیِی دارد و آن عصر شکوفاِیِی علمِی و دوران رنسانس تحقِیق و اکتشاف و ظهور آدمِیانِی کاملاً متفاوت با هزار سال قبل، از نظر رشد عقلِی و تکامل اخلاقِی و تنوّر افکار متعالِی است.
نتِیجهاِی که از اِین برداشت حاصل مِیگردد اِین است که: خداوند دست ما را در تغِیِیر و تبدِیل احکام و تکالِیفش باز گذاشته است، و در اِینصورت نهتنها در پارهاِی از احکام چون مِیراث و قصاص و امثال آن حقّ اختِیار و تغِیِیر دارِیم، بلکه نسبت به باقِی تکالِیف نِیز به همان ملاک و همان حجّت مِیتوانِیم به سلِیقه و دلخواه خود تغِیِیر و تبدِیل نماِیِیم؛ زِیرا شرِیعتِی که صددرصد بشرِی است و بشرِ آن شرِیعت