افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠٥ - شرح حال مرحوم شِیخ محمّدحسِین آل کاشف الغطاء (قدّه)
تعالِی مقامهـ کتابِی نوشته است به نام الفِردَوسُ الأعلِی، که جناب صدِیق ارجمندمان مرحوم آِیةالله شهِید حاج سِیّد محمّدعلِی قاضِی طباطبائِی ـرضوانُ الله علِیهـ بر آن تعلِیقه نوشته و کراراً به طبع رسِیده است. در اِین کتاب علاوه بر مسائلِی، از چهار مسئلۀ مهمّ حکمت بحث شده است:
١. الواحدُ لاِیصدُر عنه إلّا الواحدُ؛ ٢. معنَِی العقولِ العَشَرة؛ ٣. وحدةُ الوجود و الموجود؛ ٤. المعادُ الجسمانِیّ.
و انصافاً کتاب بسِیار نفِیس و زِیبندهاِی است، و مطالب آن در کمال اتقان و استحکام.
چون حقِیر دربارۀ مسئلۀ توحِید حقّۀ صِرفۀ الهِیّه بحثِی را از بحث سوّم آن که مطلب وحدت وجود و موجود باشد، در جاِیِی بهتر و مختصرتر و شِیواتر و برهانِیتر و با عباراتِی دلنشِینتر و جالبتر نِیافتهام، سزاوار است در اِینجا براِی مزِید معرفت و فتح مطالب غامضهاِی که براِی بعضِی حاصل مِیشود،
[١]ï و در اثر مباحثات و مذاکراتِی که با فِیلسوف الفرِیکة أمِین الرِّیحانِی داشت، کتاب المطالعات و المراجعات ِیا النّقود و الرّدود را در ردّ او نوشت. و در جزء اوّل آن ردِّی بر لغوِی معروف، الاب انستاس کرملِی، صاحب مجلّۀ لغة العرب نوشت و وِی را به طرِیق وحشتآورِی مورد اِیراد و نقد قرار داد که اگر شخص منصف که جانبدار نباشد، آن را مطالعه کند اهمِّیت علماِی شِیعه بالاخص کاشف الغطاء را مِیفهمد. و من ترغِیب و تحرِیض مِیکنم که هر مبتدِی در علوم بلکه هر جوان مسلمانِی اِین کتاب را بخواند. و در جزء دوّم آن ردِّی قوِی بر جرجِی زِیدان در تألِیف خود: تارِیخ آداب اللّغة العربِیّة نوشته است.
و از جملۀ دِیگر مؤلّفات او، الآِیاتُ البِیّنات، و أصل الشِّیعة و أُصولُها، و الفردوس الأعلِی، و الأرض و التّربة الحسِینِیّة، و العبقات العنبرِیّة، و تحرِیر المجلّة مِیباشد و آن مهمترِین آثار او در تألِیف است. و آخرِین کتاب مؤلّف او، المثلُ العُلِیا فِی الإسلام لافِی بحمدون است.» ـانتهِی مختصرِی را که ما از مطالب مرحوم علاّمۀ طهرانِی (قدّه) برگزِیدِیم.
و أنا أقول: ِیکِی از مؤلّفات دِیگر او که بسِیار ارزشمند است، کتاب جَنّة المأوِی مِیباشد که با مباشرت و تعلِیقۀ دوست ارجمند و عزِیز دِیرِین ما مرحوم شهِید حاج سِیّد محمّدعلِی قاضِی ـقدّس سرّهـ همانند کتاب الفردوس الأعلِی به طبع رسِیده است.