افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٤٨ - نقد بر صاحب مقاله در استناد به توحِید افعالِی
کردِید و لباس اهل کثرت و ظلمت پوشِیدهاِید و حکم به خلاف و بطلان و خطا و نقص در فعل و ارادۀ پروردگار دادهاِید؟
مگر آِیات قرآن در عِین بشرِیّت تامّ و تمام، عِین فعل حق نِیست؟ پس چگونه است که در فعل حق بطلان و خطا راه ِیافته است؟
و اگر شما مِیگوِیِید: «در بخشِی که بِیشتر به حق منتسب است خطا راه ندارد، و در بخشِی که به بشرِیّت او نزدِیکتر است خطا راه دارد»؛ پس در اِینصورت با انتساب همۀ آِیات به پروردگار چگونه سازگار خواهد شد؟!
و اگر مِیگوِیِید: «مذاق توحِید و مشرب معرفت اقتضاء مِیکند که همۀ آِیات در عِین انتساب به نفس پِیامبر، از آنجا که به خداِی متعال منتسب است، هِیچ عِیب و نقصِی بر او مترتّب نِیست»؛ در اِینصورت چگونه حکم به بطلان و مخالفت آِیات با کشفِیّات علمِی نموده، آنان را بر فرهنگ و سنّت زمان پِیامبر حمل مِینماِیِید؟!
اِین خلط و اشتباه بِین انتاج درختان و بِین فعل آدمِیان، موجب بروز اِین اشتباه عظِیم و خطاِی فاحش گردِیده است، و حکم به خطا در آِیات قرآن شده است.
اگر روزِی برسد که درخت آلبالو بهجاِی آلبالو، پرتقال ثمر دهد، ما اِین نتِیجه را از درخت و اختِیار او نمِیدانِیم بلکه از تغِیِیر اوضاع جوِّی و بالمَآل، ارادۀ حق مِیپندارِیم و مدح و قدحِی بر درخت وارد نمِینماِیِیم و نمِیگوِیِیم: اِینگونه ثمر دادن اشتباه است و خطا. و اگر آن را خطا بپندارِیم، آن خطا را به خداوند نسبت مِیدهِیم و دامن حرمت درخت را از اِین عِیب و نقص منزّه و مبرِّی مِیشمرِیم. پس چرا اِینگونه دربارۀ آِیات قرآن که علم به بطلان و خطاِی آن دارِیم، قضاوت نمِیکنِیم و خطا را به خداوند نسبت نمِیدهِیم؟ اِین ِیک بام و دو هوا چرا؟
از اِینجا بهخوبِی روشن مِیشود که گوِیندۀ اِین توهّمات اصلاً خود به تبعات و توالِی مفاسد اِین ِیاوهها پِی نبرده است، و سخن بر سبِیل هزل و عبث رانده است. و امّا کلام و سخن نغز خواجه شِیراز که فرمود: