افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢٧ - خطاب واقعِی آِیات قرآن به تمام انسانها تا روز قِیامت
آدمِیان که صلاح و استعداد تلقِّی حقاِیق کلِّیه را داشته باشد، به اِین منصب برمِیگزِیند و بقِیّه را امر به اطاعت و متابعت از او مِیکند؛ با عباراتِی چون:
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ)؛[١] «محمّد نِیست جز پِیامبرِی (از پِیامبران).»
و ِیا:
(إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ)؛[٢] «تو فقط بِیمدهنده مِیباشِی (و نقش دِیگرِی در اِین عرصه ندارِی).»
و ِیا در آِیه:
(طه * مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى * إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى * تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى).[٣]
«اِی پِیامبر، ما قرآن را بر تو نازل نکردِیم تا خود را به مشقّت و سختِی درافکنِی* اِین کتاب صرفاً موجب تنبّه و ِیادآورِی کسانِی است که نگران آِینده و مَآل خوِیشاند * از جانب خداِی متعال و آفرِینندۀ زمِین و آسمانهاِی مافوق فروفرستاده شده است.»
و به همِین جهت است که در آِیات، کلام الهِی به قول فصل، تعبِیر آورده شده است، ِیعنِی کلامِی که احتمال خطا و بطلان در آن راه ندارد، و مخالف و مقابل هزل ِیعنِی بطلان و بِیهودگِی است؛ در آنجا که مِیفرماِید:
(إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ).[٤]
و از اِینجا است که ابدِیّت قرآن تا روز قِیامت احراز مِیگردد؛ چون قرآن هر دم و هر لحظه بر انسان نازل مِیشود و او را مورد خطاب و امر و نهِی قرار مِیدهد و از او عبودِیّت و انقِیاد مِیطلبد و او را به توحِید و معرفت ذات ربوبِی دعوت مِینماِید.
تعامل بِیپرده و بِیواسطۀ قرآن با هرِیک از انسانها در تمام دورانها
[١]. سوره آلعمران (٣) آِیه ١٤٤.
[٢]. سوره فاطر (٣٥) آِیه ٢٣.
[٣]. سوره طه (٢٠) آِیات ١ـ٤.
[٤]. سوره طارق (٨٦) آِیه ١٣ و ١٤.