افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨٧ - کلام شِیخ اکبر محِیِیالدِّین عربِی دربارۀ اولِیاِی کُمّل الهِی
منطبق مِیباشند؟ و آِیا طرح اِین بناها بر مبناِی رصِین و متقن و مستحکمِی است، ِیا بر مبناِی توهّمات و تخِیّلات پِیرِیزِی شده است؟
کلام شِیخ اکبر محِیِیالدِّین عربِی دربارۀ اولِیاِی کُمّل الهِی
محِیِیالدِّین عربِی ـقدّس الله سرّهـ در کتاب بِینظِیر خود، فصوص الحکم، دربارۀ اولِیاِی الهِی که بهواسطۀ تجلِیّات ذاتِیّۀ حضرت حق به مقام فناء تامّ رسِیدهاند و به سرّ عالم قَدَر دسترسِی ِیافتهاند مِیفرماِید:
و ما ثَمّة صنفٌ من أهل الله أعلِی و أکشف من هذا الصنف، فهم الواقفون علِی سرّ القدَر.[١]
«و از مِیان اولِیاِی الهِی هِیچ گروه و فرقهاِی بالاتر و به درجات کشف و بصِیرت واصلتر از اِین گروه نمِیباشند، گروهِی که بر سرّ و حقِیقت پنهان قَدَر (مشِیّت و ارادۀ الهِی) دسترسِی پِیدا کردهاند.»
سپس در شرح حالات اِین فرقه از اهل معرفت و اولِیاِی الهِی چنِین توضِیح مِیدهد:
و هم علِی قسمِین: منهم من ِیعلَم ذلک مجملًا، و منهم من ِیعلَمه مُفَصَّلًا.
و الّذِی ِیعلَمه مفصلًا أعلِی و أتمّ من الّذِی ِیعلَمه مجملًا؛ فإنّه ِیعلَم ما فِی علم الله فِیه إمّا بإعلام الله إِیّاه بما أعطاه عِینه من العلم به، و إمّا أن ِیکشِف له عن عِینه الثابتة و انتقالات الأحوال علِیها إلِی ما لاِیتناهِی، و هو أعلِی؛ فإنه ِیکون فِی علمه بنفسه بمنزلة علم الله به، لأنَّ الأخذ من معدنٍ واحدٍ و هو العِین المعلومة إلّا أنّه من جهة العبد عناِیةً من الله سَبقت له.[٢]
«و اِین افراد بر دو قسم مِیباشند: برخِی از اِین اشخاص اطّلاع بر سرّ قدَر را به نحو اجمال بهدست مِیآورند و بعضِی دِیگر به نحو تفصِیل بر اسرار مشِیّت حق مطّلع مِیگردند، و آن گروهِی که اطّلاع بر اسرار خلقت مِیِیابند به نحو تفصِیل، أعلِی و تمامترند از آن کسانِی که به طور اجمال مطّلع مِیگردند.
و گروهِی که اطّلاع تفصِیلِی بر سرّ قدَر مِیِیابند، ِیا بهواسطۀ علمِی است که
[١]. فصوص الحکم، متن، ص ٦٠.
[٢]. همان.