افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٨٣ - شِیوه و روش مؤلّف در اتخاذ دِیدگاههاِی خوِیش
از محصول تفکّر و اندِیشۀ خود کند، و برهان عقلِی چنانچه بر لزوم متابعت از قطعِیّات مفاهِیم براساس رعاِیت سنن و قواعد محاورهاِی قائم است، همِینطور بر لزوم عمل و قِیام بر ِیک مسئله و قضِیّۀ قطعِیّه برخلاف آن مفهوم، قائم است درصورتِیکه رعاِیت ضوابط و قوانِین محاوره شده باشد. که گوِیند: «در مسائل عقلِی استثناء راهِی ندارد.»[١]
در اِین فرض، محقّق با رجوع به مدارک و احادِیث و ساِیر آثار بهجا مانده از رهبران دِین، براساس رتبۀ فکر و مرتبۀ اطّلاعاتش به حقاِیق منطوِی در آنها راه پِیدا مِیکند و ِیا حدّاقل خود را به آن مرحله نزدِیک مِیسازد. و در اِینجا است که مشاهده مِیکنِیم آراء اندِیشمندان متفاوت مِیگردد و فتاواِی فقها مختلف مِیشوند و انظار مفسّران متماِیز مِیشوند و هر کس براِی نظر و رأِی خوِیش دلِیلِی اقامه مِیکند؛ نه براساس حدس و تخمِین و ظن و نقل گفتار و تمسّک به افراد نادان و فاقد وجاهت علمِی.
شِیوه و روش مؤلّف در اتخاذ دِیدگاههاِی خوِیش
اِینجانب به توفِیق حضرت بارِی و عناِیات صاحب ولاِیت تا حدودِی نسبت به برخِی از مسائل دِیدگاه متفاوتِی ِیافتم و تمسّک به ولاء عترت طاهره را سرلوحۀ روش و منش علمِی و تحقِیق خود قرار دادم و به هِیچ چِیز جز رسِیدن به متن واقع فکر نکردم و نمِیکنم، و هر مانع و رادعِی که باعث سست و کمرنگ شدن اِین سِیره و سنّت است زِیر پا نهادم، و هر آنچه از آن به مصالح و منافع و ملاحظات تعبِیر مِیشود کنار گذاردم و آِیات قرآن کرِیم و انذار او را نصبالعِین خوِیش ساختم و به مصداق:
(وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ)؛[٢] «در راه خدا و رسِیدن به رضاِی الهِی از ملامت هِیچ ملامتکنندهاِی نمِیهراسند.»
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون دلالت سِیاق و انحاء قرائن حالِیه و مقالِیه و مقامِیّه، رجوع شود به دروس فِی علم الأصول (حلقات الأصول)، شهِید صدر، شرح الحلقة الأولِی، ص ٢١٢.
[٢]. سوره مائده (٥) آِیه ٥٤.