افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠٣ - پاسخ به اشکال صاحب مقاله مبنِی بر عدم وصول به حقِیقت آِیات قرآن تا به امروز
عمر و بستهشدن پروندۀ حِیات انسان تفسِیر مِیشود؛ درحالِیکه مقصود نزد اهل معرفت، به تبدّل ماهِیّت امکان به هوِیّت فعلِیّه است که در هر موجودِی هر دو جنبۀ ابتدا و انتها در هر لحظه و هر مرتبه در کنار هم قرِین مِیباشند. و اِین مرتبه از معرفت کجا نصِیب هر فرد و انسانِی خواهد شد؟ و اِین است مفاد و معناِی حدِیث معروف:
کان الله و لمِیکُن معه شِیءٌ، و الآن کما کان؛[١] «خداوند از ابتدا بوده است درحالِیکه هِیچ موجودِی همراه و همنشِین با او نبود، و اکنون نِیز همانگونه است.»
حال چگونه رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم براِی افرادِی که هنگام نزول وحِی داراِی مرتبۀ بسِیار نازلِی از فهم و شعور نسبت به حقاِیق عالم وجودند مِیتواند اِین معنا و مفهوم عرشِی را تبِیِین و تفسِیر نماِید؟ و آِیا افرادِی که در زمان اِیراد خطبههاِی توحِیدِی نهجالبلاغه مخاطب امِیر مؤمنان علِیهالسّلام بودند، چه فهمِی از اِین الفاظ و عبارات مِینمودند؟
نقد استناد صاحب مقاله به رواِیت «ما جماعت انبِیا مأمور هستِیم که با مردم به مِیزان عقل و دراِیتشان سخن بگوِیِیم»
و اِینکه گفته مِیشود که فرمودهاند:
نحن معاشرَ الأنبِیاء أُمرنا أن نُکلِّمَ الناسَ علِی قدر عُقولهم؛[٢] «ما جماعت انبِیا مأمور هستِیم که با مردم به مِیزان عقل و دراِیتشان سخن بگوِیِیم.»
بدِین معنا است که سخن از اسرار عالم وجود را هر کسِی تحمّل نمِیکند؛ نه اِینکه کلامِی را که داراِی وجوه مختلف است که حاکِی از مراتب سعۀ وجودِی اشخاص است، نمِیتوان گفت.
پاسخ به اشکال صاحب مقاله مبنِی بر عدم وصول به حقِیقت آِیات قرآن تا به امروز
و اِینکه گفته است:
مراد جدِّی متکلّم چرا نباِید پس از هزار و چهار صد سال روشن شود؟ و براِی روشن شدن آن باِید از علم تجربِی و حسِّی مدد جست![٣]
سخنِی است بِیمحتوا و غِیر متِین؛ زِیرا قرآن براِی همۀ افراد در سطوح مختلفه و
[١]. جهت اطّلاع بر مسانِید اِین رواِیت رجوع شود به توحِید علمِی و عِینِی، ص٥٠، تعلِیقه.
[٢]. الکافِی، ج ٦، ص ٢٣.
[٣]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب ششم.