افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٧١ - سنّت به معناِی روش و شِیوۀ مستمر
اشخاص فرق دارد، از آن رو که او از الهِی بودن اِین نفس آگاه شده است. او اِین وضع بالقوّه را به فعلِیّت رسانده است و نفس او با خدا ِیکِی شده است. سخن مرا اِینجا به اشتباه نفهمِید! اِین اتّحاد معنوِی با خدا، به معناِی خداشدن پِیامبر نِیست؛ اِین اتّحادِی است که محدود به قد و قامت خود پِیامبر است، اِین اتّحاد به اندازۀ بشرِیّت است، نه به اندازۀ خدا.
جلالالدِّین مولوِی، شاعر عارف، اِین تناقضنما را با ابِیاتِی به اِین مضمون بِیان کرده است که: اتّحاد پِیامبر با خدا، همچون رِیختن بحر در کوزه است.[١]
قبل از پرداختن به نقد اِین قسمت از گفتار اِیشان و تبِیِین موارد خطا و صواب، به نکتۀ محورِی و بسِیار مورد توجّه اِیشان در اِین بحث و ساِیر مباحث اشاره مِیکنم و آن ردّ و رفض سنّت و سنّتِی است. در جاِیجاِی گفتار و نوشتار اِیشان به اِین کلمه اشاره و با نوعِی بِیاعتناِیِی و پدِیدهاِی تارِیخمصرفگذشته و غِیر سودمند در اِین زمان از او ِیاد مِیکنند، و در اِینجا نِیز؛ که گوِیند: ترک عادت آدمِی را به اضطراب و دلهره مِیاندازد.
سنّت به معناِی روش و شِیوۀ مستمر
سنّت به معناِی روش و شِیوه مستمرّ است، چه در فضاِیل و کلمات حسنه و چه در قبائح و رذاِیل؛ و به همِین معنا است رواِیت معروف از رسول خدا که فرمودند:
مَن سَنَّ سُنةً حَسَنةً فله أجرُها و أجرُ مَن عَملِ بها إلِی ِیَوم القِیامة؛ و مَن سَنَّ سُنةً سِیئةً کان علِیه وِزرُها و وِزرُ مَن عَمِل بها إلِی ِیَوم القِیامة.[٢]
«کسِی که روش پسندِیده و نِیکوِیِی در مِیان جامعه بر جاِی نهاد، اجر آن سنّت و اجر و پاداش تمام کسانِی که بدان عمل نماِیند تا روز قِیامت به او نِیز تعلّق خواهد داشت؛ و کسِی که روش نادرست و خلافِی را پِی نهاد، عواقب سوء و زشتِی آن روش دامن او را نِیز تا روز قِیامت خواهد گرفت.»
و بدِین لحاظ روشها و سِیرۀ عملِی ِیک ملّت را سنّت گوِیند؛ چنانچه ما
[١]. همان.
[٢]. الفصول المختاره، ص ١٣٦؛ التبِیان فِی تفسِیر القرآن، ج ١، ص ١٨٧.