افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٥٩ - استناد به آِیات قرآن دالّ بر اختصاص نزول وحِی فقط به خواست خداوند
و در اِین تصوِیر، طبعاً حقِیقتِی را که رسول خدا ادراک کرده است، توسّط جبرائِیل امِین در قالب کلمات و حروف بر نفس رسول خدا که مرتبۀ نازلۀ از مراتب روحِی و وجودِی اوست، افاضه مِیگردند و رسول خدا آن کلمات و حروف را در ذهن خود ثبت و ضبط نموده، به مخاطبِین القاء مِیکند. و در اِینصورت است که کِیفِیّت آِیات قرآن با ساِیر کلمات و سخنان و خطبههاِی صادره از آن حضرت متفاوت مِیشود و آثارِی بر آن مترتّب مِیشود که بر ساِیر از کلمات آن حضرت مترتّب نمِیشود.
نقد پاسخ بعضِی فضلا به صاحب مقاله در ادّعاِی نزول جبرائِیل به إذن پِیامبر
و امّا اِینکه از بعضِی شنِیده شده است: «نزول جبرائِیل به اِین کِیفِیّت از بزرگان نرسِیده است.» بِیشتر به عدم العلم نزدِیکتر است تا علم به عدم. و اِینجانب از بعضِی از فضلا شنِیده بودم که چنِین تعبِیرِی از بزرگان سرمِیزده است،[١] و هِیچ قبل و بعدِی هم نداشته است.
استناد بعضِی فضلا به آِیات قرآن دالّ بر اختصاص نزول وحِی فقط به خواست خداوند
و امّا اِین نکته که گفته مِیشود:
چگونه ممکن است جبرائِیل که در تحت فرمان و ارادۀ رسول خدا است، بدون اذن از ناحِیۀ پروردگار، براِی پِیامبر وحِی آورد؛ درحالِیکه قرآن، نزول وحِی را نه به اذن و ارادۀ رسول خدا، که به مشِیّت و خواست خدا منوط
[١]. تعلِیقات الفصوص، ص ٣٦؛ صحِیفۀ نور، ج ١٩، ص ١٧١؛ آداب الصلاة، ص ٣٢١.