افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٤ - حقِیقت وحِی ِیعنِی نزول و افاضۀ حقِیقت و واقعِیّت غِیر قابل تردِید و خطا
حادثۀ تارِیخِی باشد، ِیا ِیک دستور و تکلِیف شرعِی، و ِیا ِیک نکته و آموزۀ اخلاقِی، و ِیا ِیک قاعده و برهان فلسفِی و حِکَمِی، و ِیا شهود و انکشاف سرِّی از اسرار و رموز عالم خلقت و کشف حقاِیق اسماء و صفات پروردگار، و ِیا تقدِیر و مشِیّت تکوِینِی حضرت حق در تدبِیر و جرِیان ِیک مسِیر طبِیعِی و حِیات زندگِی، و ِیا انکشاف ِیک حادثه و جرِیان مستقبَل بدون هِیچ زمِینۀ تفکّر و حضور ذهن و آمادگِی روحِی و نفسِی براِی تلقِّی آن، و ِیا القاءِ نفس حقاِیق ربوبِی در هر مرتبه از مراتب وجودِی خلقت چه در مجرّدات و چه در مادِّیات، و چه اِین مسئله بهصورت نزول ملائکه بر قلب پِیامبران، و چه بدون وساطت ملکِ واسطه، حتِّی بر قلب و ضمِیر افراد دِیگر باشد؛[١] در تمام اِین موارد، آنچه محور و اصل در صوَر مختلفۀ وحِی و مصادِیق متفاوت خارجِی آن است، نفس حقِیقتداشتن آن مسئله و عدم احتمال خلاف و تغِیّر و تبدّل و خطا در آن مِیباشد. و اِین نکته وحِی را از ساِیر آموزهها و خطورات ذهنِی بهصورت حدس و گمان و تفکّر، متماِیز ساخته است. بنابراِین در وحِی، خطا و اشتباه راه ندارد؛ و اگر در موقعِیّتِی براِی انسان کشف خلاف شد معلوم مِیشود آن تصوّر و انکشاف، وحِی نبوده است بلکه زاِیِیدۀ نفس و حاصل فکر و خِیال بوده است.
و لذا مِیبِینِیم که در قرآن به همِین خصوصِیّت ماِیزۀ بِین وحِی و دِیگر مدرکات، تصرِیح مِیکند و وحِی را از جانب خدا مِیداند؛ درحالِیکه ساِیر مدرکات بشر گرچه از پِیامبران باشد، جنبۀ بشرِی دارد و مستند به پروردگار، بلاواسطه نِیست.
و از اِینجا است که بِیانات رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم را در خطبهها و سخنان عمومِی و خصوصِی با افراد، نمِیتوانِیم از زمرۀ وحِی به حساب آورِیم؛
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون حقِیقت وحِی و الهام رجوع شود به رسائل ابنسِینا، رسالةٌ فِی الفعل و الإنفعال و اقسامها، ص ٢٢٣؛ إشراق هِیاکل النور، دشتکِی شِیرازِی، ص ٣٨٩؛ الأقطاب القطبِیّة (أو البلغة فِی الحکمة)، ِیاقوت اهرِی، ص ١٩٦؛ الجدِید فِی الحکمة، ابنکمونة، ص٤٤٥؛ جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص ٤٥٣ـ٥٣٤.