افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٤١ - نقد تمثِیل صاحب مقاله به تعبِیر قرآن از حورالعِین درون خِیمههاِی بهشتِی
اسلام به خودِی خود ماِیل و راغب به بردگِی نبوده است و اِین سنّت در واقع به رسول خدا تحمِیل شده است![١]
خالِی از اشکال نِیست.
زِیرا اوّلاً: رسول خدا با سنّتهاِیِی بسِیار مهمتر و عمِیقتر از مسئلۀ بردهدارِی به مقابله و تعارض برخاسته بود. مسئلۀ پدرخواندگِی و پسرخواندگِی از مسائلِی بود که در فرهنگ و ادب عرب جاهلِی رِیشهاِی بس عمِیق دوانِیده بود و ازدواج با عروس پسرخوانده بههِیچوجه قابل پذِیرش نبود؛ ولِی رسول خدا نهتنها با اِین سنّت، به دستور الهِی مخالفت ورزِید بلکه خود، عروس پسرخواندۀ خود را به ازدواج خود درآورد.
ثانِیاً: بر فرض که رسول خدا نمِیتوانست روِی اِین سنّت خط بطلان بکشد و او را از داِیرۀ فرهنگ اسلامِی خارج نماِید؛ مگر ائمّه علِیهمالسّلام پس از رسول خدا که قرِیب سه قرن در مِیان مردم و شِیعِیان زندگِی مِیکردند، متوجّه اِین نکته نبودند؟ و اگر نمِیتوانستند حقِیقت مسئله را براِی عموم افشاء کنند، حدّاقل براِی اصحاب و شِیعِیان خود که مِیتوانستند بِیان کنند، و لااقلّ خود از اقدام به خرِید کنِیز و غلام صرف نظر مِیکردند. درحالِیکه نهتنها نسبت به اِین مسئله اقدامِی نکردند، بلکه خود و اصحاب را در اِین حکم اسلامِی به همان سنّت و روش زمان رسول خدا مطِیع و منقاد مِیشمردند.
بنابراِین ما واقعهاِی را در زمان رسول خدا نمِیِیابِیم که مورد مخالفت آن حضرت باشد و اِیشان در قبال آن سکوت کرده باشند و آن را پذِیرفته و ِیا با سکوت خود از کنار آن رد شده باشند؛ و هر سنّتِی را که در زمان خود آن را قبول نمودهاند، تا به امروز و پس از اِین بر حِیات و استمرار خود پابرجا و محکم است.
نقد تمثِیل صاحب مقاله به تعبِیر قرآن از حورالعِین درون خِیمههاِی بهشتِی
لذا مِیتوان به طور قطع گفت: کلام و ادّعاِی صاحب مقاله مبنِی بر پذِیرش سنّتهاِی عرب جاهلِی توسّط رسول خدا، خرافهاِی بِیش نمِیباشد.
[١]. رجوع شود به خاتمِیّت، شهِید مرتضِی مطهّرِی، ص ٦٣ـ٦٨؛ بسط تجربۀ نبوِی، ص ١٥ و ١٦.