افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦١ - علّت سجدۀ ملائکه بر انسان
و امّا نکتۀ سوّم در آِیات مورد بحث اِینکه: خداوند متعال به ملائکه امر فرمود که به آدم سجده کنند، درحالِیکه سجده اختصاص به ذات خود او دارد و بر غِیر او جاِیز نِیست؛ آِیا در اِین مورد استثنائِی بوده است؟ و ِیا اِینکه واقعاً اِین سجده سجده نبوده است، بلکه اظهار خضوع و خشوع بوده است؟ و ِیا اِینکه بر مذاق اشعرِی، نفس امر الهِی بدون لحاظ هِیچ مصلحتِی گرچه بر ضرر و فساد باشد متعِیّن و ملزم خواهد بود؟
انصاف اِین است که هِیچکدام از اِین وجوه در اِینجا راه ندارد، زِیرا واقعاً سجده در اِین آِیه از معناِی متعارف و اصطلاحِی خود خارج نشده است، و به همِین جهت شِیطان از قبول آن سر باز زد.
سجده در اِین آِیات به همان حقِیقت خود و واقعِیّت خود صورت پذِیرفته و براِی خدا انجام گرفته است و از اختصاص به خدا تخطِّی و تجاوز نکرده است و در همان سنّت و شِیوه انجام شده است.
زِیرا از آنجا که خداِی متعال از حقِیقت ذات خود که حقّاً و واقعاً مستحقّ سجده و عبادت است، در سرشت و ضمِیر آدم قرار داد؛ چنانچه در قرآن به اِین نکته تذکّر مِیدهد:
(فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ)؛[١]
«زمانِی که از جهت خلقت مادِّی و معنوِی او را استوار نمودم و به مرتبۀ استواء تام رسانِیدم و از روح و ذات خود در آن دمِیدم، آنگاه در برابر او سجده آورِید!»
در اِینجا تصرِیح دارد که اِین خلقت از ساِیر خلقتها جداست و از روح و ذات پروردگار نشئت گرفته است؛ چِیزِی که در ساِیر موجودات حتِّی ملائکه ِیافت نمِیشود. و ِیا در آِیۀ دِیگر مِیفرماِید:
[١]. سوره حجر (١٥) آِیه ٢٩؛ سوره ص (٣٨) آِیه ٧٢.