افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢٩ - احوالات مِیرزا مهدِی اصفهانِی (ت)
آِیا امام علِیهالسّلام مِیتواند فردِی را که طالب هداِیت است، از خدمت و تشرّف حضور عارف بالله و ولِیّ مطلق الهِی و نادرۀ زمان، همچو مرحوم آِیةالله العظمِی و
[١]&span class="no-content"&ï و آقا سِیّد جمال مِیفرمودند: ”ما اسباب حرکت او را به اِیران فراهم کردِیم؛ زِیرا در دماغ او خشکِی پِیدا شده بود، و هواِی گرم نجف با رِیاضتهاِیِی که انجام داده بود براِی او خطرناک بود.“
...
اِیشان [آقا مِیرزا مهدِی اصفهانِی] قائل به اصالة الوجود و الماهِیّة بودند، و از کلمۀ عرفان و معرفت، سخت تحاشِی داشتهاند. و نظِیر افرادِی که از سِیر و سلوک زده مِیشوند، بر علِیه اساتِید خود در آراء و افکار قِیام مِیکنند.
...
و در مجلّۀ کِیهان اندِیشه، شماره ١، شهرِیور و مرداد ١٣٦٤، در ص ٢٤ و ص ٢٥ در ضمن مصاحبهاِی از دانشمند مکرّم آقاِی حاج سِیّد جلالالدِّین آشتِیانِی نقل مِیکند که:
”اِین مخالفت با فلسفه در مشهد، تارِیخچهاِی دارد و آن برمِیگردد به زمان آقا مِیرزا مهدِی اصفهانِی که شاگرد مِیرزا حسِین نائِینِی بوده است. او ابتدا مِیرود و همان طرِیقۀ آخوند ملاّ حسِینقلِی همدانِی و آقا شِیخ محمّد بهارِی و آقا سِیّد مرتضِی کشمِیرِی را انتخاب مِیکند؛ روزه زِیاد مِیگِیرد، نماز زِیاد مِیخواند، اذکار وارد شده از ائمّه را انجام مِیدهد. مدّتِی اِین کار را مِیکند.
آقاِی خوئِی براِی من نقل کرد و از آقاِی مِیلانِی هم شنِیدم که: مرحوم آقا شِیخ ابوالقاسم اصفهانِی که استاد آقاِی بروجردِی ـرحمة الله علِیهـ بود مِیگفت: مرحوم آقا مِیرزا حسِین نائِینِی پنجاه دِینار به من داد و گفت: اِیشان را ببر اِیران و معالجهاش کن! ما آمدِیم شمِیران جاِیِی گرفتِیم؛ پس از مدّتِی حالش بهتر، و سرانجام خوب شد.
بعد مِیرود نزد مرحوم آقا مِیرزا احمد آشتِیانِی که شاگرد نائِینِی بود و با وِی دوست بود و مهمان او مِیشود. بعدها آمِیرزا احمد مِیگفت: شواهد الرّبوبِیّه را پِیش من مِیخواند، امّا فهم مطالب فلسفِی براِیش از أصعب امور بود. در ابتدا چنِین عقاِیدِی را نداشت، امّا پس از آنکه به اصفهان رفت کار به جاِیِی رسِید که از عرفان [و فلسفه] سَرخورد و به جان فلسفه افتاد.“ـ انتهِی.
بارِی اِین کسالت را که مرحوم نائِینِی پنجاه دِینار مِیدهد تا به اِیران بِیاِیند و معالجه کنند، همان خشکِی دماغ در اثر رِیاضتهاِی زِیاد در هواِی گرم نجف بود؛ که شرح آن را براِی ما مرحوم آقا سِیّد جمال گلپاِیگانِی بِیان کردند و اِیشان گفتند: ”ما وسائل حرکت او را به اِیران فراهم کردِیم.“ زِیرا مرحوم آقا سِیّد جمال از مبرّزترِین و مقرّبترِین شاگردان مرحوم نائِینِی بوده است.»