افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢١ - نقد و بررسِی فرماِیش مرحوم علاّمه طباطبائِی رحمة الله علِیه
نِیز شهادت حجرالأسود بر ولاِیت و امامت حضرت سجاد علِیهالسّلام در حضور صدها نفر در مسجدالحرام،[١] همگِی دلالت بر وجود نفوس مجرّده و درّاکۀ در اِین اشِیاء ـکه از دِیدگان کور ما، موجوداتِی بِیشعور و علم و معرفتاندـ مِینماِیند و انسان را به سمت عالمِی ماوراِی اِین عالم مادّه و جسم مِیکشانند و از رمز و راز خلقت اشِیاء پرده برمِیدارند.
شکِّی نِیست که تمامِی ستارگان، چه آنها که در دِید ما قرار گرفته و چه آنها که از انظار ما پنهاناند، داراِی نفوس مجرّده هستند و با اِین نفس به تسبِیح و تقدِیس پروردگار اشتغال دارند؛ چنانچه آِیات قرآن بر اِین حقِیقت تصرِیح دارد. بنابراِین اِین اجرام سماوِی، چه کرات و سِیّارات و چه شهابها همگِی داراِی نفس مجرّد و درّاک و مطِیع اوامر پروردگار و دنبالهرو تدبِیر و نظام مدوّن مِیباشند و همگِی به اهداف و مقاصد تعرِیف شدۀ خود واقف و آگاه مِیباشند.
و از اِین باب است که نفوس مجرّدۀ آنان توان و قدرت آن را دارند که شِیاطِین و اجنّه را ـکه خلقتشان خلقت مادِّی است، ولکن بهواسطۀ نفوس خبِیثۀ خود که مِیخواهند در اتّصال به ملکوت و عالم مثال و برزخ اِین عالم، از حقاِیق پشت پرده و آِینده اطّلاع حاصل نماِیندـ با همان تسلّط غِیبِی و هِیمنۀ ملکوتِی برانند و مانع شوند، و نِیز نفوس منطوِی در شهابها از ورود آنان جلوگِیرِی مِینماِیند.
ممکن است در اِینجا سؤالِی به نظر آِید و آن اِینکه: اتّصال شِیاطِین به عالم برزخ و مثال چرا از خود زمِین حاصل نمِیشود و باِید اجنّه از طرِیق آسمانها به مطلوب خود برسند؟ و مگر در اتّصال نفس به مثال باِید طرِیق ظاهرِی و کمِّی و مکانِی را طِی نمود، و مگر نه اِین است که برزخ و ملکوت، در باطن همِین عالم مادّه و جسمانِی وجود دارد؛ چنانچه ما با وجود دارا بودن بدن جسمانِی و مادِّی، ِیا در خواب و رؤِیا و ِیا در مکاشفات به مسائل و قضاِیاِی عالم برزخ اطّلاع حاصل مِینماِیِیم؟
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ٢٩.