افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠٣ - عصمت مطلقه در افاضۀ حقاِیق وحِیانِی بر اولِیاِی الهِی
|
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت |
||||
|
باقِی همه بِیحاصلِی و بِیخبرِی
بود |
||||
|
خود را بکش اِی بلبل ازِین رشک که گل را |
||||
|
با باد صبا وقت سحر جلوهگرِی بود |
||||
|
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ |
||||
|
از ِیمن دعاِی شب و ورد سحرِی بود[١] |
||||
و نِیز دهها نمونه از اشعار ناب اِین عارف گرانسنگ که حکاِیت از افاضۀ معانِی و حقاِیق عالم قدس بر قلب و ضمِیر او مِیکند. اِین مطلب جاِی تأمّل و تدبّر دارد.[٢]
عصمت مطلقه در افاضۀ حقاِیق وحِیانِی بر اولِیاِی الهِی
محصّل سخن اِینکه: اولِیاِی الهِی بهواسطۀ وفود در حرِیم عصمت و طهارت و عبور از مراحل مختلفۀ وجود و فناءِ در ذات الهِی، مشمول افاضه به حقِیقت عبودِیّت شده ـچه در ذات و چه در آثار و لوازم ذاتـ و از مبدأ حِیّ قِیّوم ارتزاق مِینماِیند؛ و افاضات صدورِی اِین دسته از اولِیاِی الهِی که به صورت کردار و گفتار و نوشتار به منصّۀ بروز و ظهور مِیرسند، همان نزول حقائق علوِی و رقائق عالم وحدت و تجرّد است که خداِی متعال بهواسطۀ اِین مَظهر، صورت خارجِی و عِینِی مِیبخشد و او را به همان مرتبه از عصمت و طهارت و صفا و نور که در نزد خود و در لوح محفوظ ثابت و لاِیتغِیّر بوده است، در نفس مطهّر و صافِی آن ولِیّ الهِی نازل نموده، از آنجا به عالم خارج منتقل مِینماِید. و اِین همان حقِیقت وحِی است که از عصمت مطلقه برخوردار بوده و هِیچ خطا و خلافِی در او مشاهده نخواهد شد؛ و همِین مرتبه از
[١]. همان، غزل ٢٤٨.
[٢]. در اِینباره خوانندگان گرامِی را به مطالعۀ جلد دوّم اسرار ملکوت از اِین قلم دعوت مِینماِیم، و در آنجا بهطور نسبتاً مشروح در مقام و منزلت اولِیاِی الهِی و عرفاِی بالله مطالبِی آوردهام و تا حدودِی از حقاِیق عالم علوِی پرده برگرفتهام و مرتبۀ واصلِین به حرِیم قدس إله را در حدود فهم قاصر خود بِیان کردهام.