افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٩٧ - علّت اداء مقصود به صورت مجاز و استعاره و عدول از الفاظ صرِیح
صرِیح کلمه را قصد نکرده است، باز کلمه و کلام در افاده و بِیان مراد خوِیش صادق و راست و صحِیح مِیباشند؛ ولِی در قضاِیاِی دِیگر، کلام و کلمه از آنجا که برخلاف معناِی لغوِی و محاورهاِی خود مِیباشند، کذب و دروغ و مطرود و محکوم خواهند بود. و قِیاس مسئلۀ مجاز و استعاره با قضاِیا و تمثِیلهاِیِی که ذکر شد بدون ارائۀ قرِینه برخلاف، قِیاسِی است باطل و خارج از عرف محاوره و سِیره و شِیوۀ اجتماعِی.[١]
علّت اداء مقصود به صورت مجاز و استعاره و عدول از الفاظ صرِیح
و از اِینجا درمِیِیابِیم اِینکه گفته مِیشود: «چرا خداوند در قرآن از الفاظ مجازِیّه براِی تبِیِین مراد خوِیش بهره برده است؟ و مگر نمِیتوانست کلمات را به صورت دلالت انطباقِیّه و صرِیح بِیان کند؟» سخنِی است بسِیار سخِیف و ناروا. زِیرا همچنانکه متکلّم در بعضِی از موارد و مواقع، تأدِیۀ مراد را با الفاظِی صرِیح و روشن و بدون پرده و ابهام انجام مِیدهد، در برخِی از مواقع به جهت لطافت و ظرافت و بلاغت و حلاوتِی که در تأدِیۀ مراد به کِیفِیّتِی دِیگر است، به آن مبادرت مِیورزد؛ و هر دو طرِیق هر کدام در جاِی خود و موقعِیّت خاصّ خود حائز اهمِّیت است،[٢] و چهبسا اداء مقصود به صورت صرِیح در بعضِی از موارد، خلاف ادب و به دور از روش پسندِیدۀ عقلائِیه باشد. مثلاً در مسئله تِیمّم در صورت فقد آب، آِیه شرِیفه مِیفرماِید:
(أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا)؛[٣] «اگر ِیکِی از شما از قضاء حاجت فارغ گشت ِیا اِینکه با زنان آمِیزش نمودِید و آب در اختِیارتان نبود، پس باِید با خاک پاکِیزه تِیمّم نماِیِید.»
در اِین آِیه شرِیفه، از قضاء حاجت به «مکان پست و مسطّح» تعبِیر شده است ـاکنون نِیز که به آن غائط گفته مِیشود، بدِین جهت استـ و ِیا از نزدِیکِی با همسر
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون صادق بودن مجازات و استعارات قرآن، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٣٣.
[٢]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون علائق مجازِیّه و داعِیههاِی متکلم براِی تأدِیۀ مراد به شکل مجاز و کناِیه و انواع استعاره و تشبِیه، رجوع شود به مطوّل، تفتازانِی، بخش بِیان.
[٣]. سوره نساء (٤) آِیه ٤٣؛ سوره مائده (٥) آِیه ٦.