افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦٩ - نقد پاسخ تناقضآمِیز صاحب مقاله در استناد به علم و اطّلاع باطن پِیامبر بر حقاِیق وحِیانِی
آن مفاهِیم صحِیح ِیا اشتباه در نفس او استقرار ِیافتهاند؛ و از طرف دِیگر، منتظر درِیافت وحِی از ناحِیۀ فرشتۀ خاص مِیباشد. و باِید از اِیشان در مورد اِین تناقض سؤال گردد: اگر مفاهِیم وحِی در مِیان لاِیههاِی باطنِی رسول خدا منطوِی است و رسول خدا جبرائِیل را خود به عالم نفس ـو به قول اِیشان: به لاِیههاِی برونـ فرود مِیآورد، پس چرا به انتظار فرود جبرائِیل مِینشِیند و پاسخِی براِی سؤالات مطرح شده نمِیِیابد؟ کسِی که بهواسطۀ باطن و قلبش بر حقاِیقِی اطّلاع ِیافته است چگونه با وجود قدرت و ولاِیت بر نزول جبرائِیل، باِید به انتظار بنشِیند؟ آِیا اِین مسئله حکاِیت از عجز او در فرود آوردن ملک وحِی نمِیکند؟
و اگر گفته شود که: «جبرائِیل به اراده و اذن پروردگار، حقاِیق منطوِیّه در قلب رسول خدا را در زمان خاص به نفس آن حضرت نازل مِیکند»؛ پس ارادۀ خود آن حضرت در اِینجا چه مِیشود؟
و اگر پاسخ داده شود که: «ارادۀ حضرت، نفس اراده خدا است و خواست خدا در تأخِیر نزول جبرائِیل است»؛ پس در اِینصورت، حالت انتظار پِیامبر دِیگر چه معناِیِی دارد، مگر خدا هم حالت انتظار دارد، و مگر در ارادۀ ربوبِی توقّع و انتظار راه دارد؟
بنابراِین ِیا باِید گفت که رسول خدا از نزول جبرائِیل خبر ندارد و جبرائِیل نه به دستور رسول خدا، که به امر و اذن از ناحِیۀ پروردگار بر قلب آن حضرت نازل مِیشود، که اِین کلام با ادّعاِی اِیشان مبنِی بر نزول جبرائِیل به امر و اجازۀ رسول خدا منافات خواهد داشت؛ و ِیا باِید معتقد گردِید که حقاِیق وحِیانِی در جاِیگاهِی جداِی از سرّ و ضمِیر آن حضرت قرار دارد و رسول خدا بهواسطۀ ملک وحِی بر آنها اطّلاع و دسترسِی خواهد ِیافت، که در اِین فرض، قضِیّۀ بشرِی بودن صددرصد اِیشان باطل خواهد گردِید، زِیرا در اِینفرض رسول خدا اطّلاعِی از کمّ و کِیف وحِی نخواهد داشت و براِی درِیافت آن به انتظار ملک وحِی مِینشِیند.
بارِی، تمام اِین ِیاوهگوِیِیها و لاطائلات به جهت عدم ادراک صحِیح از پدِیدۀ وحِی، و قِیاس حقاِیق وحِیانِی با اکتسابات بشرِی است، و نِیز عدم ادراک حقِیقِی