افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥ - کلام صدرالمتألّهِین در وجود تعلّق و عشق موجودات به حق تعالِی
الحِیوان و النبات خاصّةً، أو وضعِیّةٌ کما فِی الأفلاک، أو أِینِیّةٌ کما فِی العناصر.[١]
«فصل پانزده؛ در اثبات عشق جمِیع موجودات به خداِی سبحان است و اِینکه همۀ اشِیاء در جوهرۀ ذات خود مشتاق به لقاِی پروردگار در رسِیدن به جاِیگاه و منزلگاه کرامت و لطف او هستند:
بدان که خداِی متعال در ذات جمِیع موجودات امکانِیّه ـاعمّ از جواهر مجرّدۀ عقلِیّه و نفسِیّه و نِیز مخلوقات حسِّیه و طبِیعِیّهـ کمال و فعلِیّتِی را قرار داده است، و در فطرت آنها عشق و شوق به اِین مرتبۀ کمالِی را مقرّر فرموده است، و تمام اِین موجودات براِی تحصِیل اِین رتبۀ از کمال، در حرکت و تکاپو مِیباشند.
پس عشق مجرّد از شوق، اختصاص به موجودات مجرّدۀ عقلِیّه و مفارقات دارد؛ زِیرا وجود مفارقات عقلِیّه به مرتبۀ فعلِیّت تامّه از جمِیع جهات نقص و فقدان رسِیده است و در همان مرتبۀ وجودِی خود با همان سعه و محدودِیّت ذاتِی، دِیگر جنبۀ نقص و انتظار براِی آنان متصوّر نمِیباشد؛ فلهذا حِیثِیّت استعدادِیّه که موجب شوق به فعلِیّت کمالِیّه است در آنها منتفِی مِیباشد و وجود آنها متوغّل در عشق به مبدأ لاِیزال در همان حدّ وجودِی آنها است.
و امّا غِیر مجرّدات عقلِیّه از اقسام و اعِیان موجودات، که وجود آنان آمِیختهاِی از فعلِیّت و استعداد نسبت به جهات نقص و فقدان کمال مِیباشد، داراِی عشق و شوق ارادِی در موجودات نفسِیّه، و طبِیعِی در موجودات طبِیعِیّه مِیباشند؛ و اِین مرتبه بر حسب اختلاف درجات آنها در وجود و استفاده از لوازم و آثار ثبوتِیّۀ وجود مختلف است. آنگاه حرکت و سِیر به سوِی اِین مرتبۀ کمال در موجودات نفسِیّه، طبِیعتاً نفسانِی و در غِیر آنها طبِیعِی و جسمانِی خواهد بود. و حرکت در جسمانِیّات نِیز بر انواعِی تقسِیم مِیگردد: کِیفِی در اجسام غِیر جاندار و حساس، و کمِّی در حِیوانات و نباتات، و وضعِی در افلاک، و مکانِی در عناصر طبِیعِی.»
[١]. الحکمة المتعالِیة، ج ٧، ص ١٤٧.