افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠٢ - ِیا من هو اختَفِی لِفَرطِ نوره، الظّاهرُ الباطنُ فِی ظهوره
|
روحِی است بِینشان و ما غرقه در نشانش |
||||
|
جانِی
است بِیمکان و سر تا قدم مکانش |
||||
|
خواهِی
که تا بِیابِی ِیک لحظهاِی مجوِیش |
||||
|
خواهِی
که تا بدانِی ِیک لحظهاِی مدانش |
||||
* * *
|
خَفِیٌّ
لإفراطِ الظّهورِ تَعَرَّضَت |
||||
|
لإدراکِهِ
أبصارُ قَومٍ أخافِشِ |
||||
|
و حَظُّ
العُِیونِ الزُّرقِ من نور وجهِهِ |
||||
|
لِشدّتِهِ
حَظُّ العُِیونِ العَوامِشِ[١] |
||||
* * *
|
اِی
تو مخفِی در ظهور خوِیشتن |
||||
|
وِی
رُخت پنهان به نور خوِیشتن |
||||
|
لقد ظهَرتَ فلا تَخفِی علِی أحدٍ |
||||
|
إلّا عَلِی أکمَهٍ لاِیعرِفُ القمرا |
||||
|
لکن بطَنتَ بما أظهَرتَ مُحتَجِبًا |
||||
|
و کِیف ِیُعرَفُ من بالعُرفِ
إستَتَرا[٢] |
||||
|
حجابِ روِی تو هم روِی توست در همه حال |
||||
|
نهانِی
از همه عالم ز بس که پِیداِیِی |
||||
أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام: «ظاهرٌ فِی غِیبٍ و غائبٌ فِی ظهور»
[١]. «خداوند پنهان است بهواسطۀ شدّت ظهور او. براِی دِیدار و ادراک او چشمهاِی جماعتِی که ضعِیفالبصر بودند متعرّض گشتند.
و بهره و نصِیب چشمان کافران زاغ چشم از شدّت نور سِیماِی او، به قدر بهره و نصِیب چشمان ضعِیف و رَمَد آلودهاِی است که در اکثر اوقات آب از آن جارِی است.»
[٢]. «تحقِیقاً هر آِینه تو چنان ظاهر شدِی که بر هِیچکس پنهان نِیستِی مگر بر آن کور مادرزادِی که ماه تابان را نمِیشناسد.
ولِیکن بهواسطۀ خودِ ظهورت پنهان شدِی؛ پس چگونه امکان دارد که شناخته شود آن کس که خود شناسائِی علّت پنهانِی او گردِیده است؟»