افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٥ - اختصاص اطّلاع بر علم غِیب فقط براِی خداِی متعال و بندگان برگزِیدهاش
در اِین آِیه خداوند حتِّی به خود غِیب و مسائل و حقاِیق آن و عوالم غِیب نظر نداشته، بلکه به آن حِیثِیّت فاعلِی و ربطِی عالم ملکوت با ذات پروردگار و اراده و مشِیّت عناِیت دارد.
از مجموع آِیات و نِیز رواِیات در اِین باب استفاده مِیشود که آنچه در عالم وجود صورت خارجِی پِیدا مِیکند و لباس تعِیّن و تشخّص بر خود مِیپوشد، همه و همه در نزد پروردگار ثابت و لا ِیتغِیّر و محفوظ است، چه ما بدانها اطّلاع پِیدا بکنِیم ِیا نکنِیم. و از آنجا که درِیچۀ اطّلاع ما بر حوادث و قضاِیا به نحو عادِی منحصر در حواسّ ظاهرِی است، لذا امکان دسترسِی و اطّلاع بر علوم غِیبِیّه و حوادث گذشته و آِینده براِی ما وجود نخواهد داشت و دست ما از وصول به اِین حقاِیق و وقاِیع کوتاه خواهد بود. حال باِید به اِین نکته بپردازِیم که علّت اطّلاع و علم خداِی متعال نسبت به وقاِیع و حوادث درحالِیکه هنوز آنها در اِین عالم بهوجود نِیامدهاند، و نِیز اطّلاع برگزِیدگان از بندگانش چنانچه در قرآن کرِیم به آنها اشاره دارد، چه چِیزِی مِیتواند باشد؟
مثلاً در آِیهاِی از قرآن مِیفرماِید:
(لَا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ)؛[١]
«اِین است و جز اِین نخواهد بود که خداوند به آنچه پنهان مِیدارند و به آنچه آشکار مِیسازند عالم و آگاه است، بهدرستِیکه او مستکبرِین را دوست نمِیدارد.»
در اِین آِیه تصرِیح شده است که مسئلۀ سرّ و پنهان بودن ِیک چِیز و آشکار بودن آن براِی ما است، و امّا نسبت به خداوند اِینها اصلاً معنا و مفهومِی ندارد و نزد او همه چِیز آشکار است و عِیان.
و عِین همِین معنا دربارۀ حضرت عِیسِی علِیهالسّلام است که مِیفرماِید:
[١]. سوره نحل (١٦) آِیه ٢٣.