افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧٠ - نقد پاسخ تناقضآمِیز صاحب مقاله در استناد به علم و اطّلاع باطن پِیامبر بر حقاِیق وحِیانِی
وحدت اراده و تعدّد آن از جنبۀ ربوبِی و خلقِی است؛ که از طرفِی تمامِی مفاهِیم وحِیانِی را زاِیِیدۀ نفس خود رسول خدا مِیدانند و از طرفِی آن را منتسب به خداِی متعال مِیشمرند. و آنهنگام که در مواجهه با چنِین آِیاتِی درمِیمانند، مِیگوِیند:
رسول خدا به انتظار درِیافت آن حقاِیق از فرشتۀ وحِی مِینشست، و چهبسا روزها به طول مِیانجامِید درحالِیکه از ملک وحِی خبرِی مشاهده نمِیشد و رسول خدا پاسخِی آماده نداشت که به پرسشگران عرضه بدارد.[١]
نقد پاسخ صاحب مقاله در توجِیه خطابات (قُل)
و بر اِین قِیاس، پاسخِی که اِیشان در اعتراض به ورود آِیاتِی که با کلمۀ (قُل)؛ «بگو اِی پِیامبر ما!» نازل شدهاند، دادهاند، غِیر موجّه و فاقد دلالت مِینماِید؛ زِیرا با توجّه به تناقض مذکور، جاِیِی براِی توجِیه اِین مسئله باقِی نمِیماند. حال با صرف نظر از اِین تناقض، ببِینِیم اصل اِین توجِیه نسبت به آِیات قرآن جاِیز است ِیا خِیر، و آِیا واقعاً رسول خدا در مقام تلقِّی وحِی چنِین مِیاندِیشِید و به خود خطاب مِیکرد و از خطاب به خود، دِیگران را مشمول اِین مفاهِیم قرار مِیداد؟
توجِیهِی که صاحب مقاله در مورد خطاب به خود به عنوان کلماتِی چون: (قُل)؛ «بگو» ذکر کرده است، در قالب ِیک بِیان شعرِی و ِیا انشاء و مضمون پند و نصِیحت و ِیا نقل داستان و امثال ذلک جارِی است و جاِی اشکال و ابهامِی نمِیباشد. شاعر و انشاءکننده، حقِیقتِی را درون خود به تصوِیر مِیکشد و خود را مخاطب آن مفهوم و حقِیقت قرار مِیدهد، تو گوِیِی که اِین مفهوم نه از درون او، که از مرتبهاِی بالاتر و افقِی دورتر از عرصۀ وجودِی او نشئت گرفته و اِینک او را مورد خطاب و عتاب قرار مِیدهد؛ چنانچه در تخلّص شعراء به اسامِی و القاب مخصوصه در اواخر غزلِیّات و قصِیدهها، اِین معنا به چشم مِیخورد، همچون:
|
حافظ اگر قدم زنِی در ره
خاندان به صدق |
||||
|
بدرقۀ رهت شود همّت
شحنۀ نجف[٢] |
||||
[١]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب دوّم.
[٢]. دِیوان حافظ، غزل ٣٠٤.