افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٩ - نقد منکرِین مسئلۀ وحدت وجود به سبب تنافِی آن با قوانِین فِیزِیک
معصومِین علِیهمالسّلام در توحِید صدوق و غِیره، دقِیقاً روِی اِین قاعده و اصل وحدت وجود متمرکز است و به چِیزِی جز اِین، توضِیح و تفسِیر نمِیشوند.
نقد منکرِین مسئلۀ وحدت وجود به سبب تنافِی آن با قوانِین فِیزِیک
جالب توجّه و باعث تأسّف اِینکه امروزه در برخِی از محافل مطرح مِیشود که علوم تجربِی و مادِّی همچون فِیزِیک نِیز به رد و نقد نظرِیۀ وحدت وجود آمدهاند و بطلان اعتقاد به اِین اصل قوِیم را اثبات نمودهاند. در اِین مِیان، دانشمند معروف و فِیزِیکدان نامور، آلبرت اِینشتِین در پارهاِی از نوشتجات خود اعتراف و اقرار نموده است که قوانِین فِیزِیک، مسئلۀ وحدت وجود را ِیک امر خرافِی و باطل مِیشمرد و آن را ساخته و پرداختۀ اندِیشۀ صدرالمتألّهِین مِیداند، درحالِیکه فِیزِیک کلاسِیک و نسبِیّت آن را به شدّت مورد نقد و ابطال قرار مِیدهند! اِیشان معتقد است که: هر موجودِی داراِی حِیطه و مرز فِیزِیکِی خاصّ خود است که امکان ندارد با موجود ِیا وجود دِیگرِی اتّحاد ِیا وحدت داشته باشد.
گرچه در پاسخ به اِین نظرِیّۀ سخِیف باِید گفت: بر جناب اِینشتِین که تخصّص و مهنت او از دائرۀ مادّه و فِیزِیک فراتر نرفته و به عرصۀ ماوراء مادّه و متافِیزِیک پا ننهاده است، نقص و اِیرادِی چندان روا نِیست، چراکه او در اِین مرتبت فردِی جاهل و به دور از اندِیشههاِی روحانِی و عالم غِیب و براهِین فلسفِی و عقلانِی است و از اِین جهت باکِی بر او نِیست؛ ولِی باِید بر آنهاِیِی گرِیست که خود در عرصۀ معارف وحِیانِی و اقتناص علوم آلمحمّد عمرِی را در حرمان و عدم توفِیق در استفاده از اِین خوان گستردۀ معارف اهلبِیت سپرِی نمودهاند و دستشان از همه جا کوتاه، براِی تأِیِید و اثبات رأِی و نظرِیّۀ باطل خوِیش، مجبور به آستانبوسِی و کرنش در مقابل افرادِی همچون اِینشتِین شدهاند و از فکر عبث و باطل او براِی تثبِیت مرام خوِیش بهره جستهاند!
آخر اِی عزِیزان من! آِیا شما نمِیدانِید که عرصۀ مادّه با ماوراء مادّه تفاوت و اختلاف جوهرِی دارد و بِین دائرۀ فِیزِیک و متافِیزِیک هِیچگونه ارتباط و سنخِیّتِی وجود ندارد؟!