افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٦٨ - نکتۀ دوّم انحطاط علمِی و روحِی صاحب مقاله
پاسخدهندگان، متوجّه شخص او به نحوِی حادّتر و شدِیدتر نمود دارد. و در گذشته نِیز دأب و دَِیدن اِیشان بر اِین بوده است و ظاهراً هم خواهد بود؛ و الله أعلم.
حق، هِیچ حدّ و مرزِی ندارد! حدّ و مرز حق، باطل است فقط! و کسِی که از اِین حد به نحوِی از انحاء تجاوز نماِید، خودبهخود حکم به ضعف و درماندگِی خود نموده است.
نکتۀ دوّم: انحطاط علمِی و روحِی صاحب مقاله
و امّا نکتۀ دوّم:در اِین نوشتار روِی سخن نه با صاحب مقاله، که با برادران و خواهران اِیمانِی و عزِیزان روحانِی است. در زمان مرحوم والد علاّمه آِیةالله سِیّد محمّدحسِین حسِینِی طهرانِی ـرضوان الله علِیهـ روزِی صاحب مقاله به اتّفاق دو نفر از دوستان سابق به زِیارت والد ما رفتند. پس از انقضاء مجلس، من به اِیشان عرض کردم: اِیشان را چگونه ِیافتِید؟
فرمودند: «نفسش صاف است، امّا کلامش خطا!»
امّا امروز اِین بنده مؤکّداً اعتراف مِیکنم که آن نفس صاف جاِیش را به عناد و غرض و کتمان داده است، و اگر مرحوم والد ما امروز حِیات داشتند همِین مطلب را تأِیِید مِیفرمودند.
متأسّفانه از آن زمان تا کنون، صاحب مقاله در انحطاط علمِی و روحِی، هر روز و هر لحظه در منجلاب تشوِیشها و تردِیدها و تشکِیکها و ابهامات و گِیجِی و گنگِی دستوپا مِیزند و خود نمِیداند آخرِ اِین راه کجاست؟!
روزِی از عدم اصالت مفاهِیم و قضاِیاِی دِینِی سخن به مِیان مِیآورد و برداشت هر فردِی را ملاک در صحّت مفاهِیم شرِیعت مِیدانست، و روز دگر صحبت از بسط و تکامل وحِی و ِیا به تعبِیر دِیگر، تجربۀ نبوِی مِینمود؛ و در پس آن بالأخره به ورود خطا و بطلان در مفاهِیم وحِیانِی معتقد گردِید و نِیز از سقوط کلام معصوم علِیهالسّلام به بهانۀ تضادّ آن با خاتمِیّت، سخنانِی مطرح نمود تا بالأخره ببِینِیم آِیا به انکار رسالت از اصل، و سپس به نفِی ربوبِی منجر مِیشود ِیا خِیر؟!
اِین بنده از ابتدا که مقالۀ قبض و بسط اِیشان را مطالعه کردم، به دوستان گفتم