افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢٨ - تعامل بِیپرده و بِیواسطۀ قرآن با هرِیک از انسانها در تمام دورانها
قرآن در اِین نظرِیّه بِیپرده و بِیواسطه با انسان در تعامل و دادوستد قرار مِیگِیرد؛ نه اِینکه انسان تصوّر کند آن در ِیک هزار و چهارصد سال پِیش نازل شده است و اکنون ما اوراقِی را قرائت و تلاوت مِیکنِیم که صدها سال از عمر آن گذشته است ولِی خواندن آن ثواب دارد و وجود آن در منزل برکت مِیآورد، و چون سفارش به قرائت آن شده است ما مجبور هستِیم که آن را گاه و بِیگاه در مجالس فاتحه و روضه و شبهاِی جمعه و در قبرستان بالاِی سر قبرها تلاوت کنِیم و ِیا فقط در ماه مبارک رمضان روزِی ِیک جزء بخوانِیم و ِیا براِی استخاره مورد استفاده قرار دهِیم. آرِی اِین نظرِیّه، از هستِی ساقط نمودن قرآن است و آن را مرده و بِیروح پنداشتن.
نظِیر اِین قضِیّه در آِیات قرآن کرِیم، وصِیّت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام است قبل از وفات که همۀ افراد را تا روز قِیامت مخاطب و وصِی قرار دادند:
أُوصِیکُما و جَمِیعَ وُلدِی و أهلِی و مَن بَلَغَهُ کتابِی بِتَقوَِی اللهِ و نَظمِ أمرِکُم![١]
«من شما دو نفر را (امام حسن و امام حسِین علِیهماالسّلام) و تمامِی فرزندانم و خانواده خوِیش و نِیز هر کسِی که اِین وصِیّتنامه را بنگرد و به آن اطّلاع حاصل نماِید، وصِیّت مِیکنم به تقواِی الهِی و تنظِیم امور زندگِی خود.»
در اِین مقطع امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام گرچه در ِیک هزار و چهار صد سال پِیش زندگِی مِیکرده است و در آن هنگام به اِیراد اِین وصِیّتنامه پرداخته است؛ امّا وجود ملکوتِی و نفس لاهوتِی او که در زمان نمِیگنجد و در مکان استقرار نمِیِیابد! و او با ابدِیّت و جاودانگِی پِیوند خورده است و مُهر اطلاق و لاحدِّی بر صحِیفۀ وجود او حک شده است. اِین ذات مقدّس و مطهّر وصِیّتنامه را براِی تمامِی افراد إلِی ِیوم القِیامة تدوِین نموده است؛ پس اِین وصِیّت باقِی است تا آن نفس قدسِی باقِی است، و جاودانه است تا آن روح ملکوتِی حِیات و نشاط دارد، و در ابدِیّت است تا
[١]. نهجالبلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٧٦، من وصِیة له علِیهالسّلام للحسن و الحسِین علِیهماالسّلام لمّا ضرَبه ابنُملجم لعنَه الله.