افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠٦ - بحث گرانقدر آل کاشف الغطاء در وحدت وجود و موجود
عِین عبارات وِی را ترجمه نموده و به اطّلاع شِیفتگان عرفان حضرت سبحان و والهان و شورِیدگان حکمت و برهان خداوند رحمـان برسانم؛ شاِید از آن بهرهاِی گِیرند و مسئلۀ توحِید با اِین منطق متِین و برهان راستِین فقِیه دانشمند و متضلِّع اهلبِیت حل گردد، و پس از آن بحول الله و قوّته شبههاِی باقِی نماند. وِی مِیفرماِید:
بحث گرانقدر آل کاشف الغطاء در وحدت وجود و موجود
«وحدتِ وجود، ِیا وحدتِ موجود:
اِین قضِیّه از اُمّهات ِیا از مهمّات قضاِیاِی فلسفۀ الهِیّه مِیباشد که اتّصال وثِیقِی به علم حکمت عالِیه و الهِیّات بالمعنِی الأعمّ دارد (که در آن از امور عامّه مانند وجود و موجود و مانند واجب و ممکن و علّت و معلول و وحدت و کثرت و أمثالها از آنچه که تعلّق به موضوع خاصِّی و ِیا حقِیقت معِیّنهاِی از انواع، نه در ذهن و نه در خارج ندارد، بحث مِیشود)، و براِی تمهِید و مقدّمۀ آن مِیگوِیِیم:
از جمله مسائل خلافِیّه مِیان حکماِی اسلام و فلاسفۀ مسلمِین، مسئلۀ اصالت وجود ِیا اصالت ماهِیّت است؛ بدِین معنا که آِیا آنچه در متن خارج و اعِیان موجودات تحقّق دارد عبارت است از وجود، و ماهِیّت امرِی است اعتبارِی که از وجود محدود مقِیّد متعِیّن به تعِیّنِی که آن را از غِیرش از جهت جنس ِیا نوع ِیا غِیر اِین دو از ساِیر اعتبارات جدا مِیکند، انتزاع مِیگردد؛ و ِیا آنکه آنچه در ظرف عِین خارجِی و نفسالأمر و واقع تحقّق دارد عبارت است از ماهِیّت، و وجود امرِی است اعتبارِی خارج از ماهِیّت و انتزاع شدۀ از آن که به نحو ”خارج مَحمول“ بر آن حمل مِیشود نه به نحو ”محمولات به ضمِیمه“.
مثلاً دربارۀ آتش، وقتِی که ماهِیّت آن متحقّق شود و آثار خاصّۀ آن از روشناِیِی بخشِیدن و سوزاندن و حرارت بر آن مترتّب شود، در اِینصورت صحِیح است که وجود را از آن انتزاع نماِیِیم و بر آن حمل کنِیم و بگوِیِیم: ”آتش موجود است“، وگرنه آتش معدوم است.
و اِین عقِیده، ِیعنِی عقِیده به أصالة الماهِیّة و اِینکه وجود در جمِیع موجودات حتِّی واجبالوجود امرِی است اعتبارِی محض، ظاهراً همان عقِیدهاِی است