افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٧ - تبِیِین حقِیقت اسماء به ودِیعه نهاده شده در انسان
خلق شده بود طبعاً اطّلاعِی از گِیاهان و حِیوانات و غِیره براِی گذران زندگِی نداشت و ممکن بود در بقاء و ادامۀ حِیات به اشکال برخورد نماِید!!»
(مرحوم والد مِیفرمودند:) ما شروع کردِیم به اشکال که اِین تفسِیر آخر چه معناِیِی دارد و چگونه با آن منّت الهِی بر آدم و فخر بر ملائکه سازگار است؟ و چطور خداوند مِیفرماِید: حال دِیدِید که من چِیزهاِیِی مِیدانم که شما نمِیدانِید! آِیا اسم گوجه و بادمجان و کدو چِیزِی است که در علم مکنون و سرّ مستتر پروردگار از مختصّات ذات و منحصر در اطّلاع او باشد؟ آِیا اِین معنا به فکاهِی شبِیهتر نِیست تا ِیک کلام متِین و متقن علمِی؟
اِیشان نتوانستند پاسخِی دهند و سپس گفتند: «خوب اگر اِین نِیست پس مقصود چِیست؟»
(مرحوم والد فرمودند:) من گفتم: مقصود از اسماء در اِین آِیه اسماء کلِّیۀ الهِیّه است که خداوند واقع و حقِیقت آن را در ضمِیر و سرشت آدم به ودِیعه نهاد، چِیزِی که ملائکه فاقد آن بودند و بهواسطۀ آن خداوند بر ملائکه افتخار مِیکند و از قضاِیاِیِی که مختصّ ذات خود اوست براِی آنان برملا مِیسازد.[١]
مرحوم آقاِی خوئِی دِیگر مطلبِی نفرمودند و مجلس تمام شد. پس از تفرّق افراد اِیشان از بعضِی سؤال کردند که: اِین آقا که بود؟ ما اِیشان را تا به حال ندِیده بودِیم.
گفتند: فلانِی شخصِی است که تازه به نجف آمده است و گوِیند از شاگردان ممتاز علاّمۀ طباطبائِی در قم بوده است.
تبِیِین حقِیقت اسماء به ودِیعه نهاده شده در انسان
جاِی تأمّل اِینکه در اِین آِیه خداوند علم به اسماء را مختص به ذات خودش مِیداند، درحالِیکه اسامِی اشِیاء و اشخاص مختص به ذات او نِیست؛ پس مطلب چگونه است؟
چنانچه در فصل اوّل گذشت، ذات اقدس حق داراِی اسماء ثلاثۀ علم و حِیات
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر رجوع شود به الفتوحات المکِّیة، ج ٢، ص ٧١؛ شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، ص ٥٧٦.