افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٧ - حدِیث شرِیف موسِی بن جعفر علِیهالسّلام در توصِیف ذات أحدِی
اتفاقاً کسِی که اِین مسئله را به واقع و به حقِیقت و کنه ذاتش فهم کند، تازه ارتباط بِین وحِی الهِی را با تلقِّی رسول خدا مِیشناسد و به سرّ عصمت و طهارت در نزول وحِی و نفس قابل پِیامبر الهِی پِی مِیبرد. و بر اِین اساس، فتح و انکشافِی را که خداِی متعال براِی اولِیاِی خاصّ خودش مقرّر فرموده است که بهواسطۀ آن، هر گونه جهل و ابهامِی از دِیدگان آنان زدوده مِیشود و همۀ عالم وجود را در ِیک راستا و به ِیک نسق مشاهده و معلوم به علم حضورِی مِیکنند، به طور واضح و آشکار درمِیِیابد و به حقِیقت: «کان الله و لمِیکن معه شِیء؛ پِیوسته خدا بوده است و چِیزِی همراه با او نبوده است» پِی مِیبرد و همچون بعضِی، آن را از درجۀ اعتبار ساقط نمِیکند و کلام معصوم علِیهالسّلام را به دِیدۀ استخفاف نمِینگرد و آن را در مرتبت و منزلت واقعِی خود مِینشاند.
حدِیث شرِیف موسِی بن جعفر علِیهالسّلام در توصِیف ذات أحدِی
مرحوم صدوق در کتاب توحِید از موسِیبنجعفر علِیهماالسّلام رواِیت مِیکند که فرمودند:
إنَّ اللهَ تبارک و تعالِی کان لمِیزَلْ بِلازمانٍ و لامکانٍ، و هو الآنَ کَما کان. لاِیَخلو منه مکانٌ و لاِیشتَغِلُ به مکانٌ و لاِیَحِلُّ فِی مکان، (مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا)،[١] لِیس بَِینَهُ و بَِینَ خلقِهِ حجابٌ غِیرُ خلقِهِ، احتَجَبَ بِغَِیرِ حجابٍ محجوبٍ و استَتَرَ بِغَِیرِ سِترٍ مَستورٍ. لاإلهَ إلّا هو الکبِیرُ المتعال.[٢]
«بهتحقِیق خداِی تبارک و تعالِی پِیوسته در ازل، نه در زمان جاِی داشت و نه در مکان، و اکنون نِیز اِینچنِین است. هِیچ مکانِی خالِی و تهِی از او نِیست، در عِین اِینکه هِیچ مکانِی او را دربرنمِیگِیرد و در هِیچ مکانِی وارد نمِیشود و مظروف آن قرار نمِیگِیرد؛ (هِیچ سه نفرِی آهسته به سخن نمِیپردازند
[١]. سوره مجادله (٥٨) آِیه ٧.
[٢]. التوحِید، شِیخ صدوق، ص ١٧٨.