افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧١ - کلام مولانا در حقِیقت وحِی و تجلِّی حق بر عالم هستِی
و نِیز در آِیۀ شرِیفۀ دِیگر مِیفرماِید:
(لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ).[١]
«اگر اِین قرآن را بر کوهِی فرومِیفرستادِیم، قطعاً تو مِیدِیدِی که چگونه در برابر حقاِیق و اسرار و عوالم اِین قرآن، به حال خضوع و خشوع و ازهمپاشِیده درمِیآِید، و از شدّت خوف و خشِیت از امر پروردگار، قدرت بر دوام وجود و بقاِی بر حال خود را از دست خواهد داد. و اِین مثالها را از آن جهت آوردِیم شاِید که مردم عبرت گِیرند و به فکر خود و مَآل و عاقبت خود بِیفتند.»
کلام مولانا در حقِیقت وحِی و تجلِّی حق بر عالم هستِی
مولانا جلالالدِّین محمّد بلخِی ـقدّس الله سرّهـ در اِینباره چنِین فرماِید:
|
روستاِیِی گاو، در آخُر ببست |
||||
|
شِیر، گاوش خورد و بر جاِیش نشست |
||||
|
روستاِیِی شد در آخُر سوِی گاو |
||||
|
گاو را مِیجُست شب، آن کنجکاو |
||||
|
دست مِیمالِید بر اعضاِی شِیر |
||||
|
پشت و پهلو، گاه بالا گاه زِیر |
||||
|
گفت شِیر: ار روشنِی افزون شدِی |
||||
|
زَهرهاش بدرِیدِی و دلخون شدِی |
||||
|
اِینچنِین گستاخ، ز آن مِیخاردم |
||||
|
کاو درِین شب، گاو مِیپنداردم |
||||
|
حق همِیگوِید که اِی مغرور کور |
||||
|
نَه ز نامم پارهپاره گشت، طور |
||||
[١]. سوره حشر (٥٩) آِیه ٢١.