افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١٧ - اطلاق وجود بر مصادِیقش به نحو اشتراک معنوِی است
”لافَرقَ بَِینَکَ و بَِینَها إلّاَ أَنَّهُم عِبادُکَ و خَلقُکَ، بَدؤُها منکَ و عَودُها إلِیک.“[١]
”أنا أصغرُ من رَبِّی بسَنَتَِینِ.“[٢]
و جمِیع اِین موجودات، وجود واحدِی هستند که گسترده و کشِیده شده است بدون مدّت و بدون مادّه، از صبح ازل تا عشِیّۀ ابد (از چاشتگاه نخستِین تا شامگاه آخرِین) بدون حدّ و بدون عَدّ، و بدون بداِیت و بدون نهاِیت.
و از قبِیل استعمال مجاز بعِید و ضِیق خناق الفاظ است که مِیگوِیِیم:
(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ).[٣]
وجود وِی در ازل الآزال قبل از قبل بوده است؛ و بقاِی او بدون طُروّ انتقال و عروض زوال، تا بعد از بعد خواهد بود.
|
همه عالم صداِی نغمۀ اوست |
که شنِید اِینچنِین صداِی
دراز؟ |
(مَا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ).[٤]
و آن نفس رحمانِی و عقل کلِّی و صادر اوّل، همان عبارت است از ”کتاب الله تکوِینِی“ که نفاد و زوال و نِیستِی بر آن متصوّر نمِیباشد.
[١]. «نِیست تفاوتِی مِیان تو و فرشتگانت بهجز اِینکه آنان آفرِیدهشدگان و بندۀ تو هستند، ابتداِیشان از توست و بازگشتشان به سوِی توست.»
اِین دعا ِیکِی از فقرات ادعِیۀ وارده در شهر رجب است که در کتب معتبره همچون مصباحِین آمده است؛ و آِیةالله حاج مِیرزا جواد آقا ملکِی تبرِیزِی ـهمانطور که در ص ٧٠ از ج ٢ الله شناسِی دِیدِیمـ بدان استشهاد نموده است، و ما رسالۀ مستقلّهاِی به عنوان رسالۀ الحاقِیّه، در پاِیان همان جلد، از ص ٢٩٧ تا ٣١٤ ذکر نمودِیم و در آنجا شبهات مرحوم محدّث معاصر شوشترِی (قدّه) را به طور تفصِیل پاسخ گفتهاِیم.
[٢]. «من دو سال از پروردگارم کوچکتر مِیباشم.»
و سِیّد حِیدر آملِی در مقدّمات کتاب نصّ النّصوص، ص ١٠، بدِین عبارت آورده است:
«کقولهم: ”أنا أقلُّ من رَبِّی بسنَتَِین.“ و قولهم: ”لِیس بَِینِی و بِینَ رَبِّی فَرقٌ إلّا أنِّی تَقدّمتُ بالعُبودِیَّة.“»
[٣]. صدر آِیۀ ٣، از سورۀ (٥٧) الحدِید: «اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن.»
[٤]. صدر آِیۀ ٢٨، از سورۀ (٣١) لقمان: «نِیست آفرِیدهشدن شما و نه برانگِیختگِی شما مگر مانند ِیک تن از شما.»