افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٠ - تفاوت کلمات و اشعار عرفاء بالله با ساِیر شعراء و بلغاء از لحاظ اوصاف ملکوتِی و الهامات الهِی
ذهنِیّه و تصوّرات نفسِیّه، ادراک ِیک معنا محقّق است نه شهود حضورِی و ادراک حسِّی و لمسِی آن.
از اِین جهت، معانِی و تصوّراتِی را که شعراء و بلغاء ـچه به صورت منظوم و چه منثور چون گلستان سعدِی و کتب ادبِی و بلاغِیـ ابراز و اظهار مِیکنند، همه و همه از دائرۀ وحِی و إشراف بر حقاِیق تکوِینِیّه به دور است و هِیچ ارتباطِی بِین آنها و حقاِیق وحِیانِی وجود ندارد.
تفاوت کلمات و اشعار عرفاء بالله با ساِیر شعراء و بلغاء از لحاظ اوصاف ملکوتِی و الهامات الهِی
بلِی، شعراِیِی که صرف نظر از جنبۀ شاعرانه، متّصف به اوصاف ملکوت و متحوّل به احوال عالم قدس شده باشند و حجابهاِی نفسانِی و نورانِی را به کنارِی زده باشند، آنان نِیز مشرّف به ادراک همان حقاِیق وحِیانِی به صورت عِینِی و حضورِی خواهند شد؛ الاّ اِینکه از طرف پروردگار مأمور به تشرِیع و تبلِیغ نباشند. همچنانکه در مناجات شعبانِیّه مولَِیالموحدِین امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام به پروردگار عرضه مِیدارد:
إلَهِی هَب لِی کمالَ الانقطاعِ إلِیک و أنِر أبصارَ قلوبِنا بضِیاءِ نظَرِها إلِیک حتِّی تخرِقَ أبصارُ القلوبِ حُجُبَ النّور فتَصِلَ إلِی معدِن العظمة و تصِیرَ أرواحُنا معلّقةً بعزِّ قُدسِک.[١]
«پروردگارا، مرا در منتهاِی انقطاع به سوِی خودت قرار ده (هِیچ روزنهاِی در قلب من نسبت به غِیر خودت باقِی مگذار و هِیچ مِیل و علاقهاِی ولو به مقدار سر سوزنِی در دل و سوِیداِی من نسبت به ماسواِی خودت قرار مده)! و چشمان دلهاِی ما را به روشنِی نگاه به سوِی خودت نورانِی گردان، تا اِینکه چشمهاِی قلوب ما پردههاِی عوالم نور را ِیکِی پس از دِیگرِی به کنارِی زند و به معدن و منزلگاه عظمت و کبرِیائِیّت تو برسد و ارواح ما در حرِیم بهاء و قدس تو به پرواز آِید.»
اِین فقرات از مناجات شعبانِیّه، عالِیترِین و راقِیترِین مرتبه از مراتب تجرّد است که ِیک فرد مِیتواند بدان راه ِیابد، و امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام همۀ ما را به اِین
[١]. مفاتِیح الجنان، مناجات شعبانِیّه؛ الإقبال، ج ٣، ص ٢٩٩.