افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦٨ - خلاصه و چکِیدۀ اِیرادات به اِین بخش از کلام صاحب مقاله
از اهل فضل و معرفت به حساب نمِیآِیند، در کنار علاّمه طباطبائِی استاد الکلّ فِی الکل قرار دادن و سپس به نحوِی نظرِیّۀ ساِیرِین را ترجِیح دادن، خود نوعِی بِیمارِی است که دامنگِیر فرد مذکور شده است.
خلاصه و چکِیدۀ اِیرادات به اِین بخش از کلام صاحب مقاله
خلاصه و چکِیدۀ مطالبِی که در اِین بخش از پاسخ به کلام آقاِی سروش مطرح گردِید اِین است:
واردات قلبِیّه و ذهنِیّه بر نفس انسان که داراِی حقِیقت و اصالت مِیباشند، مِیتوانند به انواع و اقسامِی تقسِیم گردند و حقِیقت ماهوِی آنها در همۀ اِین اقسام ِیکِی بِیش نِیست، گرچه هوِیّت آنها با ِیکدِیگر ممکن است مختلف باشد.
اختراعاتِی که مخترعِین و اکتشافاتِی که مکتشفِین و حلّ مسائلِی که براِی افراد از حکماء و متعقّلِین حاصل مِیگردد، همه از قبِیل وحِی و الهام است و نِیز ادراک معانِی در انشاء اشعار نغز و پرمحتوا و اِیراد مفاهِیمِی که سابقۀ قبلِی و ذهنِی براِی شاعر نداشته است و شاعر اِینگونه از واردات ذهنِی را از ناحِیۀ خوِیش نمِیِیابد، نِیز از زمرۀ وحِی و الهام است و همِینطور هر مفهوم و حقِیقتِی که کشف آن براِی انسان بدون سبق زمانِی و إعمال قوّۀ مفکّره بوده باشد، و نِیز مطالبِی که در رؤِیا و ِیا مکاشفات براِی انسان حاصل مِیشود از اِین قبِیل مِیباشند. معانِی و حقاِیقِی که هنگام تلاوت قرآن و ِیا دعائِی از ادعِیۀ مأثوره از معصومِین علِیهمالسّلام براِی انسان پدِیدار مِیشود از زمرۀ همِین وحِی و الهام هستند.
و امّا در مراتب عالِیه از وحِی، نزول ملائکه بر نفس پِیامبرِی از پِیامبران الهِی که خود آن پِیامبر صورت آن ملک را به تمثّل برزخِی و مثالِی مشاهده مِیکند و ِیا حتِّی آن را بدون صورت احساس مِیکند و ِیا اِینکه مانند تمثّل به صورت بشرِی چون جبرائِیل امِین بر رسول خدا و ملکِی از ملائکۀ مقرّب بر حضرت مرِیم، همان وحِی و نزول ِیک حقِیقت و پدِیدۀ وحِیانِی است که اِینچنِین شکل خارجِی به خود مِیگِیرد.
و از اِین بالاتر و عمِیقتر و رقِیقتر، چنانچه دربارۀ رسول خدا گفته شد و در کلمات حضرت شِیخ اکبر محِیِیالدِّین عربِی ـقدّس سرّه العزِیزـ بدان اشاره شد،