افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦٩ - دِیدگاه صاحب مقاله نسبت به خطاپذِیرِی قرآن
معِیّت و اقتران بِین عبد و خداِی متعال است که اِین حقِیقت به صورت اشارات و رموز در اِین وحدت و تجلِّی ذاتِی نماِیان مِیشود، و در آنجا دِیگر ملکِی هر چند مقرّب، راه ندارد و سعۀ وجودِی او قادر بر تحمّل و ادراک آن مرتبۀ از تشخّص نمِیباشد.
و اِین عالِیترِین مرتبه از وحِی است که حتِّی از نزول جبرائِیل و امثال او بسِی بالاتر و در مرتبهاِی رفِیعتر قرار دارد، و اِین مرتبه منحصراً محدود در پِیامبران نمِیشود بلکه معصومِین علِیهمالسّلام و نِیز عارف واصل کامل که نفس او فانِی و مندک در ولاِیت الهِی گشته و حقِیقت جانش متحوّل به حقِیقت توحِید ذاتِی شده است نِیز از اِین درجه و مرتبه از شهود و کشف بهرهمند مِیباشند.
و امّا اِین سخن که: «چون شاعر، شاعر است، پس هرچه که ادراک کند نسِیمِی از وحِی و شمّهاِی از اِین مقوله را واجد است»، سخنِی است عبث و لغو؛ زِیرا مقولۀ شعر چِیزِی جز ترکِیب و مونتاژ کلمات به صورت مسجّع و مقفِّی نمِیباشد، چنانچه اِین اسلوب حتِّی در بعضِی از نثرها نِیز قابل اجرا است و هر چرندِی را که شاعر حتِّی به صورت وقِیحترِین الفاظ و عبارات مسجّع و مقفِّی کند، که وحِی نخواهد بود و منتسب به ملأ أعلِی نمِیباشد.
و نِیز روشن گشت که مقولۀ وحِی ارتباطِی با حالات و شراِیط جانبِی موحِی و پِیامبر ندارد. اِینکه ما در بعضِی از آِیات، حالت رسول خدا را در آن منعکس مِیبِینِیم، اِین کدام آِیه است؟ و آِیا حالت قبض و بسط رسول خدا در شکلگِیرِی آن آِیه مؤثّر بوده است ِیا اِینکه خود نزول آِیه موجب قبض و بسط رسول خدا گشته است؟ شما که در زمان رسول خدا نبودِید و در هنگام نزول وحِی از حالات روحِی و ظاهرِی آن حضرت اطّلاع ندارِید، چطور قضاوت مِیکنِید و اختلاف آِیات را ناشِی از اختلاف حالات درونِی رسول خدا مِیدانِید؟ آِیا اِین نوع قضاوت که صرفاً براساس تخِیّلات و توهّمات قرار گرفته، ناشِی از نفس بِیمار و ذهن وهمِی و شاکلهاِی به دور از جنبۀ عقلانِی و تفکّرِی نِیست؟!