افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٧٢ - تبِیِین سرِیان حقِیقت وجود در عالم مادّه
علم به آثار و لوازم خود؛ و اِین علم همراه با قدرت و حِیات لازم لاِینفکّ از وجود بالصّرافه مِیباشد و هِیچگاه جداِی از او نبوده، بلکه مساوق با او در تعِیّن و هوِیّت خارجِی وجود مِیباشد. در اِینجاست که اتّحاد علم و عالم و معلوم در وجود بالصّرافه تحقّق پِیدا مِیکند. و اِین اتّحاد با اتّحاد نفس آدمِی با صور علمِیّۀ اشِیاء تفاوت دارد؛ زِیرا در تصوّرات نفس، حقاِیق علمِیّه با قالب صورت در مثالِیّات بروز پِیدا مِیکند، به خلاف تحقّق علم در وجود بالصّرافۀ بارِی تعالِی که آن مافوق حقاِیق مثالِیّه و صور برزخِیّه مِیباشد. و اِین اتّحاد از خصائص ذات وجود است، چه در ذات بارِی و چه در ذات ساِیر موجودات.
تبِیِین سرِیان حقِیقت وجود در عالم مادّه
حال پس از بِیان اِین نکته باِید دِید اِین حقاِیق علمِیّه که به نفس ذات وجود تعلّق گرفته است، تا چه حد مِیتواند نسبت به آثار و مظاهر وجود، گسترش و توسعه و شمول ِیابد؟ آِیا اِین توسعه در نزول حقِیقت وجود تا حدّ مادّه و موجودات مادِّی گسترش مِیِیابد، ِیا قبل از آن در عالم مثال و برزخ متوقّف مِیشود؟
طبق بِیان مرحوم علاّمه طباطبائِی ـقدّس سرّهـ از آنجا که مادّه هِیچ سنخِیّتِی با مجرّد ـکه همان حقِیقت علمِی استـ ندارد، طبعاً حقِیقت علم به صور برزخِی مادّه و مادِّیات تعلّق مِیگِیرد، نه به خود مادّه و اعِیان خارجِی مادّه؛ و آن حقِیقت وجود از جهت حِیثِیّت علمِی، با مثال مادّه سر و کار دارد، نه با خود مادّه.
امّا با بِیانِی که گذشت، اگر سرِیان وجود بالصّرافه را در حدّ مادّه متوقّف کنِیم و دائرۀ وجود علمِی آن را منحصر به جنبۀ مثالِی او بگردانِیم، عملاً قائل به وجود حدّ و مرز در اِین دائرۀ نزول شدهاِیم و وجود بالصّرافه را از صرافت عزل نمودهاِیم و حِیثِیّت اطلاقِی او را مقِیّد نمودهاِیم، و اِین واضحالبطلان است؛ زِیرا همانطور که نفس ذات وجود بهواسطۀ صرافت و بساطت و اطلاق و لاحدِّی خود، جمِیع عوالم مجرّده را دربرمِیگِیرد، همِینطور به خود مادّه و مادِّیات نِیز سراِیت نموده و آنها را نِیز در حقِیقت مجرّدۀ خود محو و فانِی مِیسازد، و اِین اعِیان خارجِی گرچه به