افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٩٤ - نقد تفسِیر صاحب مقاله از نفس الهِی و عِین ثابت رسول خدا
شما با زِیر سؤال بردن قرآن، و آن را به ِیک کلام عادِی بشرِی تنزّل دادن، به دنبال چه مطلبِی مِیگردِید و چه هدفِی را دنبال مِیکنِید؟ زهِی خِیال باطل و توهّم عاطل.
|
اِی مگس عرصۀ
سِیمرغ نه جولانگه توست |
||||
|
عِرض خود مِیبرِی
و زحمت ما مِیدارِی[١] |
||||
بِیاد مِیآورم مرحوم علاّمه والد ـقدّس الله سرّهـ پِیوسته مِیفرمودند:
آنهاِیِی که تحصِیلاتشان نه بر پاِیههاِی متقن و رصِین، بلکه براساس صرف اوقاتِی چند در اِین کلاس و آن کلاس و چند روزِی به اِین درس و چند صباحِی به جاِیِی دِیگر مِیروند، عاقبت به انحطاط و انحرافات جدِّی علمِی و اعتقادِی گرفتار مِیگردند.
و از اِین نمونه مثالها مِیزدند و مصادِیقِی برمِیشمردند.
آرِی، مثال درخت از ابنعربِی است،[٢] امّا کدام درخت؟ درختِی که در قرآن مِیفرماِید: (مثل و داستان)؛ همانند:
(أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا).[٣]
«(اِی پِیغمبر!) آِیا ندِیدِی چگونه خداوند مثَلِی را زده است؟! قرار داده است کلمۀ طِیّبه را مانند درخت طِیّب و پاک و بِیآلاِیش که رِیشۀ آن در زمِین مستقر، و شاخ و برگ آن در آسمان است * و به اذن پروردگار و به ارادۀ او مِیوه و نتِیجۀ آن به طور مستمر و پاِیدار، در هر لحظه و هر فرصتِی براِی طالبِین و پوِیندگان فراهم و مهِیّا است.»
در تمثِیل محِیِیالدِّین عربِی نفس ولِیّ خدا (که مظهرجامع و تمام او رسول گرامِی اسلام است) به درخت و ثمرۀ آن، باِید اِین نکته را در نظر گرفت که طبق
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٤٥٢.
[٢]. فصوص الحکم، متن، ص ٦٦، فصّ حکمة نفثِیّة فِی کلمة شِیثِیّة؛ شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، ص ٤٨٠.
[٣]. سوره إبراهِیم (١٤) آِیه ٢٤ و ٢٥.