افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٩ - انحصار وصول به عالم معرفت و شهود فقط در مکتب عرفان و توحِید الهِی
همِیشه دأب و سِیرۀ اولِیاِی الهِی و عرفاِی بالله دعوت و ارشاد مردم بهسوِی معرفت و فهم و ادراک حقِیقت آن بزرگوار بوده و هست نه صرف رؤِیت ظاهرِی که آن هنرِی نِیست؛ مگر افراد در زمان رسول خدا اِیشان را نمِیدِیدند و صبح و ظهر و شام در مرأِی و منظر آنان نبود و پِیوسته با اِیشان حشر و نشر نداشتند و از فِیض نماز جماعت و سخنها و اندرز و انذارهاِی او بهرهمند نبودند؟! پس چه شد که هِیچکدام اِینها سودِی نبخشِید و پس از ارتحال آن حضرت همۀ افراد جز عدّهاِی انگشتشمار دست از اوامر و دستورات او برداشتند و تمام نصاِیح و تصرِیحات او را ِیک باره به دست نسِیان و عناد سپردند و جانشِین بلافصل و منصوب از قِبَل او را که بِیش از دو ماه از انتصاب او نمِیگذشت رها نمودند و به خلافت غاصب جائر ظالم و بِیدِینِی چون ابوبکر رضا دادند و شکم دختر رسول خدا را بِین در و دِیوار از هم درِیدند و فرزند در رحم او را کشتند و گرِیبان صاحب ولاِیت کلِّیه الهِیّه و ناموس عالم خلقت و واسطۀ فِیض حق بر همه خلاِیق عالم، علِی مرتضِی را گرفته و کشان کشان به مسجد رسول خدا براِی بِیعت با آن خلِیفۀ کذائِی بردند و شمشِیر به روِی او کشِیدند؟! آِیا اِینها بوده است ِیا نبوده است؟ حال اِین همه داد و فرِیاد و سبقت به نماز جماعت پِیامبر چه سودِی براِی اِینها آورد؟! آِیا پِیامبر اکرم بالاتر بودند ِیا حضرت ولِیّعصر عجّل الله تعالِی فرجه؟
انحصار وصول به عالم معرفت و شهود فقط در مکتب عرفان و توحِید الهِی
بنابراِین صراط مستقِیم و راه مستوِی ـکه نتِیجۀ آن فقط و فقط وصول به عالم معرفت و شهود است و حاصل آن ادراک حقِیقِی و شهودِی نفس مطهّر صاحب ولاِیت و ذوب و فانِی شدن در ولاِیت آن حضرت و تحقّق وحدت حقِیقِیّه و معِیّت واقعِیّه با روح و سرّ و جان آن بزرگوارـ منحصر است در مکتب عرفان و اولِیاِی الهِی؛ و ساِیر مذاهب و ملل و مکاتب به راهها و بَوادِی دِیگرِی سوق مِیدهند و از نتِیجه و هدف باز مِیمانند. الغرض:
|
در نِیابد حال پخته
هِیچ خام |
پس سخن کوتاه باِید
والسلام[١] |
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر اوّل.