افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦٩ - مِیزان ظرفِیّت و استعداد عوالم ملک و ملکوت نسبت به پذِیرش حقاِیق عالِی وحِیانِی
بنابراِین اِینکه بگوِیِیم آِیۀ شرِیفه در مقام افادۀ اِین معنا است که: «وحِی و ارادۀ تکوِینِی حضرت حق، در هر عالمِی از عوالم سبعه ـکه شش عالم آن مجرّد و عالم هفتم که أدنِیالعوالم و نازلترِین آسمان هفتگانه است، مادِّی و خاکِی استـ به ملائکۀ آن عوالم نازل مِیشود و آنها در هر مرتبه از مراتب هفتگانه، آن را در خود جاِی مِیدهند و حمل مِیکنند و به مسائل و امور همان عالم مِیپردازند و نفوسِی را که به آن عوالم دسترسِی پِیدا مِیکنند، از نعمتها و الطاف الهِی همان عالم، آنها را پذِیراِیِی مِینماِیند، و حقاِیق غِیر منکشفه را براِی آنها در آن عالم، کشف و باز مِیکنند و از نور و بهاِی آن عالم به مِیهمانان و واردِین مِیبخشاِیند، و آن نفوس را به فعلِیّت حقاِیق آن عالم و اسرار آن درمِیآورند»، منافاتِی ندارد با اِین مطلب که بگوِیِیم: «وحِی در هر مرتبه به خود آن عالم افاضه مِیشود، چه آن عالم مجرّد و فاقد صورت باشد ِیا مادِّی و داراِی صورت و مادّه.»
مِیزان ظرفِیّت و استعداد عوالم ملک و ملکوت نسبت به پذِیرش حقاِیق عالِی وحِیانِی
و لذا در آِیۀ شرِیفه که کِیفِیّت تخلّق انسان را به صفات و ملکات ربوبِی و وصول آن را به مقام و منزلت خلافت الهِی بِیان مِیکند، مِیفرماِید:
(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا).[١]
«ما امانت و سرّ خود را بر آسمانها و زمِین عرضه کردِیم، ولِی آنان را ِیاراِی تحمّل و استعداد پذِیرش آن نبود و از قبول و تلقِّی آن استنکاف نموده، سرباز زدند؛ ولکن انسان، اِین تهِیّؤ و استعداد را داشت که امانت و سرّ وجودِی ما را در خود بپذِیرد و آن را حمل نماِید و در نفس خود، آن را نگه دارد و به فعلِیّت و ظهور درآورد. بهتحقِیق که انسان، نسبت به اِین پدِیدۀ عالم خلقت که بالاترِین مرتبه از مراتب وجود حق و ظهور اسماء و صفات عُلِیاِی اوست، ظالم و جاهل است و نسبت به اِین امر حِیاتِی، اهتمام و اعتناِیِی ندارد و آن را ضاِیع و تباه مِینماِید.»
[١]. سوره أحزاب (٣٣) آِیه ٧٢.