افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٦ - تبِیِین معناِی اضافه شدن علم امام علِیهالسّلام
و عناِیت ولائِی امام علِیهالسّلام مِیباشند، و چطور ممکن است امام علِیهالسّلام از وجود آنها بِیخبر باشد؟
اِین علم مربوط به حقاِیق پنهان از مراتب نفس است که با تجلِّیات ذاتِیّۀ حضرت حق بر سرّ و روح ولِیّ خدا انجام مِیپذِیرد، که آن هِیچوقت حدِّ ِیقفِی نخواهد داشت. در آنجا دِیگر صورت نِیست، نقش نِیست، شکل نِیست، حدّ نِیست و مرز نِیست، ماهِیّت در حدود وجودِی نِیست؛ در آنجا فقط ادراک نور است امّا نورِی که رنگ ندارد، شکل ندارد، آنجا ادراک بهاء و عظمت است امّا عظمتِی که در قالب نمِیگنجد، آنجا ادراک صفا و طهارت است امّا صفاِیِی که منشأ صورِی ندارد، آنجا فقط تجلِّی ذات است و بس، و ذات که حدّ و شکل ندارد!
در توصِیف اِین مقام، عارف عظِیم الشأن، حضرت ابنفارض مصرِی ـقدّس الله سرّهـ چنِین مِیفرماِید:
|
١. ِیقولونَ لِی: «صِفْها
فأنتَ بوَصفها |
خبِیرٌ! أجَل، عندِی
بأوصافِها عِلمٌ |
|
|
٢.
صَفاءٌ و لاماءٌ، و لُطفٌ و لاهَوَِی |
و نورٌ و لانارٌ، و روحٌ و لاجسمٌ |
|
|
٣.
تَقدَّم کلَّ الکائناتِ حدِیثُها |
قدِیمٌ، و لاشِکلٌ هُناک و لارَسمٌ[١] |
«١. از من مِیپرسند: اوصاف آن عالم را براِی ما بِیان کن، چراکه تو به اوصاف آن عالِم هستِی! بلِی درست است، من به آن خصوصِیّات آگاهم.
٢. در آنجا صفا و پاکِی هست امّا آبِی که منشأ طراوت و صفا باشد وجود ندارد، و لطف و رحمت است امّا هواِیِی در کار نِیست، و نور و تلألؤ است امّا آتش و نوردهندهاِی نمِیباشد، و روح است و جسمِی در آنجا وجود ندارد.
٣. قبل از خلقت جمِیع کائنات وجودِ لاِیزال او بوده است، درحالِیکه در مرتبه و نشئۀ وجودِی او نه شکل و ارتسامِی بوده است و نه صورت و انتقاشِی.»
آرِی امام علِیهالسّلام اِینچنِین است که دائماً بر علم او اضافه مِیشود، و
[١]. دِیوان ابنفارض، ص ١٦٦.