افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩٥ - ارادۀ خداوند متعال بر هداِیت و ارشاد پِیروان از حق و بر ظلالت و گمراهِی منحرفِین از حق
|
به بوِی نافهاِی کآخر صبا زان طرّه
بگشاِید |
||||
|
ز تاب جعد مشکِینش چه خون افتاد در دلها[١] |
||||
که حقِیقت ظهور مظاهر وجود از مبدأ أعلِی و تمام اطوار قوس صعود و نزول را بِیان مِیکند و واقعاً باِید اذعان نمود که جناب خواجه در اِین غزل، ِید بِیضاء نموده است! اِیشان مِیتوانست همِین معانِی عرشِی را در قالب نثر و جملات ـچنانچه در کتب و دفاتر مسطور استـ بنگارد؛ امّا آِیا در اِینصورت مِیتوانست همِین شِیرِینِی و سخنان نغزگونۀ عرفانِی را بدِین مرتبه از جاذبِیّت و تأثِیر در شنونده و خواننده بهوجود آورد؟! غزلِی که به فرماِیش حضرت والد ـرضوان الله علِیهـ شاهغزل دِیوان حافظ بهشمار مِیرود و باِید براِی آن، ِیک جلد کتاب تفسِیر و شرح نمود.
ارادۀ خداوند متعال بر هداِیت و ارشاد پِیروان از حق و بر ظلالت و گمراهِی منحرفِین از حق
شکِّی نِیست که فطرت و سرشت انسانِی به لحاظ اِیداع آن از جانب پروردگار، پِیوسته انسان را به سمت گزِینش راه صواب و صدق و مطابق با واقع و مورد پسند و رضاِی الهِی، هداِیت و ارشاد مِینماِید؛[٢] چنانچه آِیه شرِیفه بر اِین مطلب تصرِیح دارد:
(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ).[٣]
«پِیوسته وجهه و روِیکرد خود را به سمت و سوِی دِین حنِیف و منطبق بر حق قرار ده، که اِین همان فطرت و سرشت نهفتۀ الهِی است در وجود انسان که مردم را بر آن مِیزان و وداِیع، سرشته و آفرِیده است؛ و هِیچ تبدِیل و تغِیِیرِی در اِین فطرت و خلقت پِیدا نخواهد شد (و پِیوسته آدمِی تا به هِیئت و خلقت انسان است، اِین ودِیعۀ الهِی در او باقِی و پاِیدار خواهد بود). و اِین است دِین و مذهب و شرِیعت استوار و پابرجا و ثابت؛ ولِیکن بِیشتر مردم از
[١]. دِیوان حافظ، غزل ١.
[٢]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون کاربرد سرشت و فطرت و نتاِیج پِیروِی کردن از فطرت سلِیم و پاک، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٤٥٤ و ٥٢٦؛ رسالۀ طهارت انسان، ص ٢٢.
[٣]. سوره روم (٣٠) آِیه ٣٠.