افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥٦ - شعار مکتب تشِیّع در متابعت از حق
امروز دِیگر صحبت از مقام و منزلت افراد کردن و بدون حجّت، اذهان را به سمت و سوِی افکار سلِیقهاِی و برداشتهاِی شخصِی سوق دادن، اتلاف وقت و تضِیِیع عمر است. گذشت آن زمانهاِیِی که فرد متنفّذِی سخنِی مِیگفت و خلق عوام بدون تتبّع و فحص از حق و باطل آن، سمعًا و طاعةً به دنبال مِیرفتند و کلام او را همچو وحِی مُنزَل تلقِّی به حق مِینمودند. دنِیاِی امروز در عرصۀ فرهنگ و معرفت بر محور دِیگرِی مِیچرخد و با محورهاِی سابق متفاوت شده است، و اگر مجامع علمِی و حوزههاِی علمِیّۀ ما بنا را بر اصل محورِیّت تحقِیق و متابعت از آن نگذارند، از قافلۀ علم و اندِیشه عقب مِیمانند. در مکتب امام صادق علِیهالسّلام رجحان و فضِیلت پِیوسته با تفکّر آزاد و تحقِیق عادلانه بوده است. ما در اِین مکتب از چه مِیترسِیم و از چه اندِیشهاِی خوف و هراس دارِیم؟ آِیا بهتر و پسندِیدهتر نِیست که در مقابله و تعارض با معانِی و مفاهِیم خلاف، بهجاِی استهزاء و سبّ و شانتاژ، به ذکر ادلّۀ متقن و وزِین و متِین دست ِیازِیم؟ آِیا مناسبتر نِیست که آنچه را که در متون رواِیِی و آثار وارده از حضرات معصومِین علِیهمالسّلام دربارۀ حرمت بزرگان و رعاِیت تقوا و احتِیاط در قضاوت، و حمل فعل و قول مؤمن بر صحّت، و حفظ احتمال خلاف ظاهر در سخنان بزرگان و... آمده است، نصب العِین خوِیش قرار دهِیم و بدان جامۀ عمل بپوشانِیم؟
آِیا مِیتوان از مواجهۀ با حق گرِیز نمود؟ آِیا با کتمان و اخفاء مطالب و ابلاغ و اظهار گزِینشِی مسائل، مِیتوان از حرکت و سِیر مکتب اهلبِیت جلوگِیرِی نمود؟ آِیا تهمت به بزرگان و نسبت دروغ به آنها ما را به مقصود و غاِیت و هدفمان مِیرساند؟ آِیا استفاده از هر وسِیله و ابزارِی، گرچه دروغ و خلاف واقع و تهمت و بهتان، ما را به مقاصد خداپسندانه نزدِیک مِیکند؟![١]
[١]. مرحوم والد ما ـرضوان الله علِیهـ مطالبِی راجع به بعضِی از مخالفِین و مهاجمِین بر فلسفه و عرفان اهلبِیت علِیهمالسّلام در پارهاِی از نوشتجات خوِیش آوردهاند، که خودْ آنها را بدون واسطه ï